روزهاست که گریه می کند،
می گوید نگران آینده من است،
و من نگران حال و آینده ی او …
نجوا :
۴ مهر, ۱۳۹۰ در ساعت ۳:۴۳ ب.ظ
نگران با من استاده سحر…
بهش بگید دعا کنه براتون جای گریه… بگید دعای مادر میگیره… شما هم دعا کنید برا سلامتش و خدا رو شکر کنید بابت داشتنش که شکر نعمت، نعمتت افزون کند.
حسین :
۴ مهر, ۱۳۹۰ در ساعت ۹:۰۳ ب.ظ
چشم مرسی
نام (الزامی)
ايميل (منتشر نخواهد شد) (الزامی)
وب سایت
در جستجوی خویش،
پا در هر ره می گذارم، به هر سو می دوم و به هر در می زنم،
پیدایم کردی، خبرش را به خودم هم بده ...
.
نجوا :
۴ مهر, ۱۳۹۰ در ساعت ۳:۴۳ ب.ظ
نگران با من
استاده سحر…
بهش بگید دعا کنه براتون جای گریه…
بگید دعای مادر میگیره…
شما هم دعا کنید برا سلامتش و خدا رو شکر کنید بابت داشتنش که شکر نعمت، نعمتت افزون کند.
حسین :
۴ مهر, ۱۳۹۰ در ساعت ۹:۰۳ ب.ظ
چشم
مرسی