مرداد ۲۲م, ۱۳۸۷
ای کاش انتظار پایانی داشت تا من می توانستم باز آن دستان پر مهرت را بگیرم
و برای آخرین بار بر آن بوسه زنم …
ای کاش انتظار پایانی داشت تا من دوباره تو را در آغوش بگیرم و برای آخرین بار وجودت را حس کنم…
ای کاش انتظار پایانی داشت تا من در آغوش تو میمردم …
ای کاش این انتظار طاقت فرسا تمامی داشت تا من نوای عاشقانه از دیدار تو سر میدادم …
ای کاش انتظار پایانی داشت تا من برای آخرین بار غرق در نگاه پر محبتت میشدم …
ای کاش این انتظار پایانی داشت تا من دستانت را می گرفتم و در این غربت تنهایی غرق نمیشدم …
ای کاش این انتظار پایانی داشت تا می توانستم برای آخرین بار گل رویت را ببینم …
ای کاش می توانستم سر رو شانه هایت بگذارم و اشک شرم و پشیمانی را در دامانت بریزم…
ای کاش این انتظار پایانی داشت تا من میتوانستم تو را ببینم و دستان گرمت که دست احساس عشق است
را حس کنم …
ای کاش این انتظار پایانی داشت تا من برای آخرین بار نوای عاشقانه را از دیدار تو سر میدادم …
و با فریادی از اعماق وجودم دوستت دارم را فریاد میزدم …
ای کاش این انتظار پایانی داشت تا من میتوانستم برای آخرین بار تو را در کلبه ی قلبم حس کنم …
ای کاش این انتظار پایانی داشت تا من میتوانستم برای آخرین بار بر پیشانی تو بوسه عشق زنم
و آنگاه بمیرم …
ای کاش …
ای کاش …

ارسال شده در Uncategorized | نظرات (۱۱)
مرداد ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۲ ب.ظ
سلام………..
چی شد آقا رضا،رفتی انگلیس که همه چی رو یادت بره؟
ما که بخیل نیستیم،خوش بگذره تو لندن،اونم تو میدون پیکادلی!!!!!!
چه پولی از از قبل مفید به جیب زدیا،خودمونیم………..
مرداد ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۹ ب.ظ
برات متاسفم
خیلی ترسویی
همین آدمای کلی نگر و نادونی مثل تو هستن که فردا می شن احمدی نژاد
می دونم که برای عقل ناقصت درکش سخته ولی لطف کن تو پست من کامنت بی ربط نذار،شما اگه مردی برو رو در رو حرفاتئ با آقا افشار در میون بذار نه اینکه بیای اینجا با اسم ناشناس کامنت بذاری،واقعا ترسو و بززززززززززززززدلی
مرداد ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۶ ق.ظ
سلام آقای شجاع و دلاور………….
نمیدونم “آقا افشار” چی به خورد مغزای شماها داده،که فک میکنین خیلی جزئی نگر و دانا هستین……….
اتفاقا امثال پرزیدنت احمدی نژاد رو مجموعه های قشنگی!مثل مفید تحویل جامعه میدن……….
اگه یه خرده نظر تنگتو باز میکردی،میدیدی که تو پست “آقا افشار”جونتم کامنت گذاشته بودم،نمیدونم چرا جواب نداده………
آقای کامل عقل!افشار مقدم کاری با من کرد که تو یه الف بچه ی فوفولی که تازه چشمت واز شده تو خوابت هم نمیبینی…….
البته باید اعتراف کنم سیستم های اطلاعاتی و جاسوسی ای که افشار تو مفید بناش رو گذاشت،تو دم و دستگاه وزارت اطلاعات خودمونم نیست……….
شکم نیست تو یکی از عیون افشار بودی،دم به دقیقه دفتر نظامت صدات میکرد که بری دفترش…………
برای من یه نفر این حرفا کهنه است که ترسو و بزدلی،
اینارو برو به داریوش کریم زادگان بزن………..
فعلا………..
مرداد ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۱ ق.ظ
آخیییییییییییییییییییییییی
دلم سوخت
حیوونی،چی کشیدی…
به هر حال نبینم تو پست من پیدات شه
مرداد ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۷:۵۳ ب.ظ
سلام……
فکر کنم اولین چیزی که یادت رفته بگی،سلامه…..
احتمال قریب به یقین از تعالیم “آقا فشار”(ببخشید!”آقا افشار”)جونته…………….
ببینم نکنه میرفتی دفترش که……….وای!!!!!
اصلا فراموش کن….
من با تو کاری ندارم…….ولی اگه حرف بزرگتر از حجم دهنت بزنی یه کاری میکنم که ذیگه هوس سایت زدن و پست گذاشتن به سرت نزنه……مطمئن باش قدرتش رو دارم……
ضمنا حیوون یه چیزی داره که ما آدما نداریم،اونم اینکه ظلم و کثافت کاری تو کارش نیست…..چیزایی که افشار به وفور داره…….احتمالا نوچه!هاش در اینده به این اخلاقا نایل میشن…….
بچه جون بگو بزرگترت بیاد…………
فعلا……….
آبان ۲۱م, ۱۳۸۷ در ۶:۴۹ ب.ظ
سلام
مخلص آقا افشار هم هستیم
اگه دیر به دیر سر میزنم معذرت خواهی منو بپذیرید
من و بعضی مثل من اینقدر گستاخ شدیم که حتی آدمهایی که بهشون مدیونیم هم از یاد میبیرم
شرمنده
مشتاق دیدار
یا علی مدد
آذر ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۶:۱۶ ب.ظ
سلام
من آپ می خوام.
حتی از نوع زوریش؛ زود تر لطفا.
دی ۲۵م, ۱۳۸۷ در ۵:۲۷ ق.ظ
سلام.
تازه با وبلاگتون آشنا شدم .
تنها چیزی که دستگیرم شد این بود که فهمیدم ایران نیستید . هر جا هستید در پناه خدا و قرآن باشید انشاءالله .
در مورد این پستتون ، نمی دونم چه نظری باید بدم ، چون دقیقا نمی دونم مخاطب نوشته ای شما چه کسیه ؟ مادرتون ؟ همسرتون ، فرزندتون ، امامتون ؟؟!….. جنس نوشته تون خیلی برای من معلوم نیست …. به هر حال من آرزو می کنم انتظار به پایان برسه ، فقط می تونم این رو بفهمم که خیلی سخته …
.
موفق و موید باشید . یا حق .
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۷ در ۳:۰۶ ب.ظ
سلام آقا افشار
بیشتر از ۵ ماهه که مطلبی ننوشتید
دلمون واست تنگ شده.
اسفند ۹م, ۱۳۸۷ در ۸:۳۱ ق.ظ
سلام
آماری در مورد دادگاهها در حال جمع آوری است. اگر شما هم با مطلبی برخورد داشته اید خوشحال می شوم نظر دهید. مخصوصا با قلم شیوایتان
یا حق
http://www.dadgaah.persianblog.ir
اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۹ در ۹:۵۰ ب.ظ
افشار کیه؟
یه بی هویت بی وطن
یه آدم معمولی که فقط خوب زبون میریخت
کسی که عرضه زندگی کردن بین مردم رو نداشت
و لیاقتش همین بود که به لندن نشینی معلوم الحال بپیونده
احمدینژاد هم شرف داره به هرچی اصلاح طلبه خود فروختست داداش