بایگانی برای مرداد, ۱۳۸۷
مرداد ۲۲م, ۱۳۸۷
ای کاش انتظار پایانی داشت تا من می توانستم باز آن دستان پر مهرت را بگیرم
و برای آخرین بار بر آن بوسه زنم …
ای کاش انتظار پایانی داشت تا من دوباره تو را در آغوش بگیرم و برای آخرین بار وجودت را حس کنم…
ای کاش انتظار پایانی داشت تا من در آغوش تو میمردم …
ای کاش این انتظار طاقت فرسا تمامی داشت تا من نوای عاشقانه از دیدار تو سر میدادم …
ای کاش انتظار پایانی داشت تا من برای آخرین بار غرق در نگاه پر محبتت میشدم …
ای کاش این انتظار پایانی داشت تا من دستانت را می گرفتم و در این غربت تنهایی غرق نمیشدم …
ای کاش این انتظار پایانی داشت تا می توانستم برای آخرین بار گل رویت را ببینم …
ای کاش می توانستم سر رو شانه هایت بگذارم و اشک شرم و پشیمانی را در دامانت بریزم…
ای کاش این انتظار پایانی داشت تا من میتوانستم تو را ببینم و دستان گرمت که دست احساس عشق است
را حس کنم … خواندن بقیه این مطلب »
ارسال شده در Uncategorized | نظرات (۱۱)