آیینه
خرداد ۲۹م, ۱۳۸۷
به نام خدا
نمی دونم چرا این انگلیسی ها اینقدر کهنه پرستند. آقا از شما چه پنهون این اتاقی که چند هفته ایست نصیب ما شده و در آن زندگی می کنیم همه چیزش متعلق به زمان جنگ جهانی اوله. از جمله آیینه آن که کاملا رنگ و رو رفته و پر از اعوجاجه. هر روز صبح که قیافه ی خودمو توش تماشا میکنم احساس بدی بهم دست میده. توش پر از موج های مختلفه و سرتا سر اونو خش فرا گرفته. به نظر میرسه که چند باری با سیم ظرفشویی حسابی صورتشو خط خطی کرده ان. خوب طبیعیه که اونم عقده ای بشه و همه چیزو همه کس رو تار و بهم ریخته نشون بده.
کوچک بودن اتاق هم شده مزید علت ، تکون میخوری خودتو تو آیینه مشاهده میکنی. یه بار تصمیم گرفتم بزنم بشکنمش تا هر دو از دست هم راحت بشیم یاد این شعر افتادم که خود شکن آیینه شکستن خطاست. لذا از این تصمیم منصرف شدم ولی خدا وکیلی اگه این شاعر هم گیر همچین آیینه ای افتاده بود سر ضرب میزد و آیینه رو می شکست و شعر خود را به گونه ای دیگر رقم میزد.
از اونجایی که این آیینه رو به دیوار نصب نکرده اند و اونو داخل سینک دستشویی توسط شیر های آب مهار کرده اند دایما” قطرات آب یا بخار را روی آن مشاهده می کنی که این به تیره و تار نشان دادن تصاویر در آن کمک شایانی میکنه. تازه وقتی که این قطرات خشک میشه باید لکهای حاصله رو پاک کرد وگرنه اصلا” دیگه نمیشه توش نگاه کرد.
گاهی اوقات دلم برای یه آیینه ی صاف و پاک تنگ میشه تا بتونم خود واقعی ام را توش ببینم. چه حکیمانه گفته اند:
المومن مرآت المومن
تا بعد خدا یارو نگهدارشما
ارسال شده در دست نوشته | نظرات (۱۴)
خرداد ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۸:۰۸ ق.ظ
سلام
در انگلیس آینه فروشی پیدا می شود؟ همینطوری … می خواستم اگه میشه برای من یک آینه سوغات بیارید!
خرداد ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۶ ب.ظ
به نظر من شعری که نوشته بودین فقط در مورد آینه های صاف و پاک سروده شده نه در مورد هر آینه ای و حتی بعضی موارد شکستن آینه هم مثبت ارزیابی میشه مثلا اینکه:
از قضا آییینه چینی شکست خوب شد اسباب خودبینی شکست
حالا شما لازم نیست که هرچی باب میلتون نبود رو که بزنید بشکونید شما که خشونت طلب نبودید میتونید بشنید پشت میز مذاکره….!
یا اینکه یه عکس خوشگل روش بچسبونید که هروقت دیدینش دلتون باز بشه.
حالا اگه عکس یه مومن یا مومنه ای باشه که دیگه چه بهتر…
خرداد ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۱:۴۳ ب.ظ
آینه ات دانی چرا غماز نیست؟
چون که زنگار از رخش ممتاز نیست
اینجا همه منتظر دیدن یه آقا افشار نو هستند،حتی من!
من که خیلی خیلی نزدیکتونم!
متن هاتون داره تکراری و عادی می شه ها…
چیزای جذاب تری هم هست که با نقد ها و قلم آقا افشار فقط قابل بیان باشه
صحبت از آینه و ربطش دادن به یه حدیث مال این آخوندای تکراری بالا منبره
خیلی خیلی دوستون دارم
خییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی
خرداد ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۸:۰۶ ب.ظ
سلام
…
دلتون آیینه باشه.
خرداد ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۹:۰۹ ب.ظ
سلام
اون شعر خودشکن… رو برای آینه صاف و صورت کج کوله گفتن. نه صورت صاف و آینه کج و کوله! باید اینطوری اصلاح شه:
آینه بشکن؛ خود شکستن خطاست.
چرا هر چی فکر می کنم نمی فهمم چرا آینه و هر کلمه ای که مراد از اون آینس رو آبی نوشتید؟
از اینکه می بینم بقیه آپ می کنن خوشحال میشم؛ ولی آپ شدن اینجا یه چیز دیگس!!!
خرداد ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۵:۰۲ ب.ظ
یادم باشه یه عکس از خودم براتون بفرستم
خرداد ۳۱م, ۱۳۸۷ در ۷:۵۴ ق.ظ
ُسلام
فکر نمی کنم یه آینه بیشتر از چند پوند باشه، خب شما می تونید یه آینه بخرید.
به علاوه اینکه روی اون آینه کج و معوج رو با فویل یا یه چیزی شبیه به اون بپوشونید.
به همین سادگی
به همین خوشمزگی!
یا علی
تیر ۱م, ۱۳۸۷ در ۲:۵۵ ب.ظ
سلام
آینه هم چیز خوبی است .
تیر ۳م, ۱۳۸۷ در ۴:۱۲ ب.ظ
دل که آیینه ی صافیست غباری دارد
از خدا میطلبم صحبت روشن رایی
خب راستش اولش عنوان پستتون نظرم رو جلب کرد(آخه تو پست قبلیم از این دنیای آینه وار گفته بودم) بعد که خوندم خواستم کلی نظر و پیشنهاد بدم مربوط به همین پست، اما دیدم که نظر من تو نظر بعضی از نظردهندهگان اومده واسه همین از اونا فاکتور میگیرم، فقط یه چیزی به نظرم میرسه، اونم اینکه گاهی چهرهی حقیقی ما خیلی بدتر از اون تصویر کج و معوجیست که تو آینهی منزل شما دیده میشه، انشاءا… که اون تصویر، تصویر درست و صافی باشه.
پینوشت: در آنچه بهش اشاره کردم، چهرهی حقیقی خودم رو زیر سؤال بردم.
در پناه حق.
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۹ ب.ظ
چون آیینه اتاق شما کهنه است انگلیسیها کهنه پرستند؟ از وقتی من یادمه شما همینطور عمیق فکر میکردین. این تحصیلات اخیرتون خیلی مفید تر از تحصیلات سابق بوده؟
مرداد ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۰ ق.ظ
چون آیینه اتاق شما کهنه است انگلیسیها کهنه پرستند؟ از وقتی من یادمه شما همینطور عمیق فکر میکردین.
این تحصیلات اخیرتون خیلی مفید تر از تحصیلات سابق بوده؟
اسفند ۹م, ۱۳۸۷ در ۸:۳۲ ق.ظ
سلام
آماری در مورد دادگاهها در حال جمع آوری است. اگر شما هم با مطلبی برخورد داشته اید خوشحال می شوم نظر دهید. مخصوصا با قلم شیوایتان
یا حق
http://www.dadgaah.persianblog.ir
اسفند ۱۸م, ۱۳۸۷ در ۷:۴۱ ق.ظ
چرا شیرهای آبشون رو نمیگین؟
خیلی مضحک هست،از هم جدا هستند
یا دستت می سوزه یا یخ می کنه
شهریور ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۸ ب.ظ
آینه ای عکس تو نقش کسی است
تو ز همه رنگ جدا بوده ای