اردوی جهادی،رضوان،جهاد یا تفرقه؟!

اسفند ۵م, ۱۳۸۶

این مطلب تنها گلایه ی کوچکی است نسبت به یک تفکر انحرافی،گرچه طلایه داران آن دوستان(و احیانا اساتید)مهربان و معصوم من هستند که از صمیم قلب دوستشان می دارم”که ما همه برادریم!”

کنکور من هم تمام شد و به ظاهر خلاص شدیم!

این روزها مشغول تسویه حساب با دانشکده هستم.دوران حضور ما در دانشکده هم تمام شد و به ظاهر خلاص شدیم!

قرار بود با بچه های هم دوره ای مفیدی برم جهادی اما ظاهرا حضور در جمع یکدل و صمیمی همتمام شد و به ظاهر خلاص شدند!

این روزها که در حال وداع با دانشگاه تهران هستم،این روزها که در حال وداع با آن جمع صمیمی هستم.

نمیدانم چرا ناخودآگاه یاد آخرین مسافرت دسته جمعی مفید(رامسر)می افتم؛یاد جلسه ی پایانی؛یاد بغض هایی که می گفتند:این آخرین مسافرت دسته جمعی بود

یادم هست آقای … که همین دور و براست!با بغضی معصومانه گفت:”تمام شد…”و ادامه داد…نه با لبهایش…با چشمانش و با اشک…

حرفهایی هست برای نگفتن!حرف هایی که تنها با چشمها بیان می شوند وبا چشم ها شنیده می شوند و بر جریده ی عالم ثبت…”

اون روز من هیچ حرفی نزدم و فقط نگاه کرم و این بنای با شکوه را به خاطر سپردم.

و شاید برای امروز!

امروز که شنیدم همان آقای … به بهانه ی جهاد اکبر! از این جمع صمیمی دور شده و چشمانش یادش نیست!یادش نیست که این جمع همان جمع است که با همه ی اختلاف نظرها و …در کنار هم بودند

همیشه وقتی پای حرف زدن و قیاس بین جمع مفیدی و دانشکده می شد من با قاطعیت می گفتم مهم ترین تفاوت وقت بحث های سیاسی و فکری و عقیدتی بین به اصطلاح “رادیکال های راستی”دانشگاه با “راستی های مفیدی”این است که مفیدی ها علی رغم همه ی بحث ها و اختلافات از صمیم قلب هم را دوست دارن و هیچ چیز نمی تونه وحدت و یک دلیشون رو از بین ببره و فکر می کردم که چیزی که تو مسافرت ها دنبالش هستن حفظ این اتاق گرم و صمیمانه هست و جهاد بهانه ایست….

همه ی دانشگاه ها جهادی دارن و خیلی از نهاد های دیگه هم همین طور! اگه کسی دنبال جهادی باشه می تونه تمام ۱۲ ماه سال رو پر کنه!

اما امروز قاطعیت من به شک تبدیل شده!!!

و نمی دانم فردا چه خواهد شد؟!

یعنی همه ی آن بغض ها و گریه ها و دوست داشتن ها فراموش شده؟!

حرفهایی دارم

حرفهایم همه بر سر دل عقده کرده است

روزهای عجیبی است سایه ی یک تفکر انحرافی را که هیچ پایگاه مردمی و دینی ندارد در همه جا می بینم تفکری زائیده ی تعصب،تفرقه،انحصار که همه چیز را حتی موفقیت دانشمندان این مرز و بوم را که حاصل تلاش همه ی دولت ها ی بعد از انقلاب بوده با بی شرمی و بد اخلاقی که خاص این دیدگاه رادیکال است ؛متعلق به خود می داند.

گروهی که در هنگام ورود امام بزرگترین مسولیتشان انتظامات بهشت زهرا بود!!!با بی شرمی خاصی به بیت مظلوم امام حمله می کنند…. نزدیک ترین یار و همراه امام از شدت عصبانیت بر این توهین جان می دهد و صدا وسیما در اقدامی هماهنگ ذره ای به این موضوع اشاره نمی کند تا مبادا نزدیک انتخابات بنای سست این گروه رادیکال و اقلیت ویران شود…و سکوت …و سکوت

ارسال شده در دست نوشته | نظرات (۱۷)

۱۷ پاسخدر “اردوی جهادی،رضوان،جهاد یا تفرقه؟!“

  1. sss می‌گوید :

    سلام آقا حامی
    اگه می تونی واضح تر صحبت کن بینیم چی می گی ؟
    نام آن نزدیک امام و …؟
    تشکر

  2. رضا می‌گوید :

    اردوی جهادی،رضوان،جهاد یا تفرقه؟!
    به سبک کیهان و اعتماد ملی تیتر زدی!
    مثل اینکه مد شده تیتر زدن و شرح ندادن!
    در مورد ارتباط اردوی جهادی و رضوان و جهاد و تفرقه در متن پستتان چیزی نیافتم!!!
    موفق باشید…..

  3. صالح می‌گوید :

    یادم هست آقای … که همین دور و براست!با بغضی معصومانه گفت:”تمام شد…”و ادامه داد…نه با لبهایش…با چشمانش و با اشک…
    چقدر احساسی بابا یکم به رفیقات بگو منطقی باشن!

  4. محمدحسین می‌گوید :

    البته گاهی تیتر ها خود حرف می زنند…

    به نظر من همین که در جمع وبلاگ نویس های مفیدی تابو شکنی کردی و سر بحث رو باز کردی قابل تقدیره…

  5. الحامی می‌گوید :

    آقا صالح شما فکر کنم اون جلسه رو خوب به خاطر دارین
    حداقل اگه خوب به خاط داشته باشین این حرف رو نمی زنین .چون اون وقت می بینین که رفقای من و شما و به احتمال زیاد خود من و “شما”خیلی پر احساس تر این بیان من بودین،من خیلی چیزا یادمه ها!
    در ضمن من نمی دونم شما برداشتت از احساس چیه اما معتقدم احساس هیچ مانعی در راه تعقل نیست
    این که تنها یک جمله ی ادبی بود
    اما رفقای من حداقل حداقل این ویژگی رو دارن که نسبت به حق و عدالت تسلیم اند نه نسبت یه اشخاص خاص
    که نگاه کنن ببینن اون چی میگه و عقلشونو کنار بذارن و احساساتی و جوگیر بشن و بگن هر چی اون می گه
    حتما شما شنیدین که حضرت امیر علیه السلام فرمودند:
    به بزرگی گفتار بنگرید نه بزرگی شخص

  6. محسن می‌گوید :

    پستت بیشتر حالت یک تخلیه احساسی رو داشت. چیزی از تیتر در متن ندیدم و به عنوان کسی که مدتهاست از این بازیها دورم، خیلی دور، نفهمیدم جهادی و رضوان و تفرقه چه نسبتی با هم دارند و چرا؟
    فقط در همین حد می دانم که سیستم جهادی مفید عجیب فرسوده بود و احتیاج به یک نهیب و خانه تکانی داشت و نمی دانم آیا رضوان و جدا شدن عده ای از بچه ها همان نهیب است یا نه؟

  7. امیر می‌گوید :

    به شدت در مورد نظراتتون پیرامون اردو جهادی موافقم

  8. حسین ج می‌گوید :

    آقا حامی
    تیم احمدی نژاد را با تیم رضوان مقایسه نکن. تیم مدیریت رضوان با کوبیدن جهادی مفید برنامه هایش را جلو نمی برد. خود را حق نمی داند و بقیه را باطل. به مسافرت جهادی مفید و شرکت کنندگان آن بی احترامی نمیکند و بسیاری موارد دیگر

  9. سید امین می‌گوید :

    و جهاد بهانه ایست…. ا

  10. محمد معصومی می‌گوید :

    تیتر بی ربط بی موضوع احساسی و بی پایه و اساس…..

    مثل همیشه !!!

  11. الحامی می‌گوید :

    اگه اینطور بود که تو می گی پس چرا انقدر داغ کردی؟
    هنوز بچه ای بچه موندی !
    چون ادبیات مباحثه رو یاد نگرفتی
    !!!

  12. حامد می‌گوید :

    استاد افشار مقدم در وبلاگ این حقیر مطالعه بفرمایند. متشکرم

  13. amir می‌گوید :

    معلوم نیست آقای افشار چقدر از کامنای پست خود شکوفاییش شاکیه که دیگه مطلب نمی نویسه؟

  14. حسین می‌گوید :

    }بنای سست این گروه رادیکال و اقلیت ویران شود{
    ؟
    رضوان؟
    ۱۲
    ؟
    قرص
    ؟
    خواب
    ؟

  15. یه اشنا می‌گوید :

    احتمالا این نوشته رو هیچ وقت نخواهی دید اما می خواستم بگم اگرچه دیگه نمی بینمت اما همیشه به اینجاسر می زنم.

  16. saman-e می‌گوید :

    سلام
    خداهمه رو به راه راست هدایت کنه!

    جوون!همه چی رو به هم ربط نده!
    اینجوری راحت تریگلم

  17. رضا می‌گوید :

    سلام
    من ی ۲۹ای هستم
    امسال عید برای اولین بار می خوام برم جهادی فارغها
    اگه می تونی کمکم کن
    فعلا میخوام برم رضوان
    چون بیشتر دوستام اونجان
    همین

گذاشتن یک پاسخ