بایگانی برای اسفند, ۱۳۸۶
اردوی جهادی،رضوان،جهاد یا تفرقه؟!
اسفند ۵م, ۱۳۸۶
این مطلب تنها گلایه ی کوچکی است نسبت به یک تفکر انحرافی،گرچه طلایه داران آن دوستان(و احیانا اساتید)مهربان و معصوم من هستند که از صمیم قلب دوستشان می دارم”که ما همه برادریم!”
کنکور من هم تمام شد و به ظاهر خلاص شدیم!
این روزها مشغول تسویه حساب با دانشکده هستم.دوران حضور ما در دانشکده هم تمام شد و به ظاهر خلاص شدیم!
قرار بود با بچه های هم دوره ای مفیدی برم جهادی اما ظاهرا حضور در جمع یکدل و صمیمی همتمام شد و به ظاهر خلاص شدند!
این روزها که در حال وداع با دانشگاه تهران هستم،این روزها که در حال وداع با آن جمع صمیمی هستم.
نمیدانم چرا ناخودآگاه یاد آخرین مسافرت دسته جمعی مفید(رامسر)می افتم؛یاد جلسه ی پایانی؛یاد بغض هایی که می گفتند:این آخرین مسافرت دسته جمعی بود خواندن بقیه این مطلب »
ارسال شده در دست نوشته | نظرات (۱۷)