جملات عاشقانه از دکتر علی شریعتی
بهمن ۷م, ۱۳۸۶
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لا یق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.***************************
دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند***************************
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است. ***************************
اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است. ***************************
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم***************************اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری ************************** به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد
ارسال شده در دست نوشته | نظرات (۱۷)
بهمن ۷م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
خدا رحمتش کنه
بهمن ۸م, ۱۳۸۶ در ۹:۱۶ ق.ظ
سلام
خیلی باحال و نغز و لطیف و پر مغز بود
حالی بردیم
دست شما درد نکنه
التماس دعا
بهمن ۸م, ۱۳۸۶ در ۱:۳۹ ب.ظ
salam-kheili jaleb bod-mer30
بهمن ۸م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۶ ب.ظ
زیبا بود
بهمن ۸م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۲ ب.ظ
نکته ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین / عقل و جانرا بسته ی زنجیر آن گیسو ببین
عیب دل کردم که وحشی طبع و هر جایی مباش / گفت چشم شیر گیرو غنج آن آهو ببین
عابدان آفتاب از دلبر ما غافلند / ای نصیحت گو خدا را رو مبین و رو ببین
لرزه بر اعضای مهر از رشک ان مه رو نگر / نافه را خون در جگر زان زلف عنبر بو ببین
حلقه ی زلفش تماشاخانه ی باد صباست / جان صد صاحبدل آنجا بسته ی یک مو ببین
زلف دلبندش صبا را بند در گردن نهد / با هواداران رهرو حیله ی هندو ببین
آنکه من در جستجویش از خرد بیرون شدم / کس ندیدست و نبیند مثلش،از هر سو ببین
از مراد شاه منصور ای فلک رخ بر متاب / تیزی شمشیر بنگر نیروی بازو ببین
حافظ ار در گوشه ی محراب او نالد رواست / ای نصیحت گوخدا را آن خم ابرو ببین
بهمن ۸م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۴ ب.ظ
ببخشید که زیاد نوشتم ولی اینم میگم دیگه خلاص
:
پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت:بهترین چیزرسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تر است
بهمن ۹م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۲ ق.ظ
سلام؛ ممنون، استفاده بردم. درضمن؛ به نظرم آوردن این جمله از ایشون هم در اینجا؛ خیلی هم بی ارتباط نباشه
مردان در صید عشق به وسعت نامنتهایی نامردند گدایی عشق میکنند تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب زن نشدند اما همین که مطمئن شدند مردانگی را در کمال نامردی به جا میآورند. دکتر علی شریعتی
یاحق
بهمن ۹م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۹ ب.ظ
سلام رضا جان
امیدوارم خوب و خوش باشی
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۰ ب.ظ
پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت:بهترین چیزرسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تر است
چقدر زیبا بود…………
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۶ در ۵:۲۴ ب.ظ
نفس کار زیباست ،جملات هم زیباست به طراحی صفحه زیباتری محتاج است
بهمن ۲۵م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۰۱ ب.ظ
ali bid mamnonam
اسفند ۱۹م, ۱۳۸۶ در ۷:۵۶ ب.ظ
سلام
همیشه زیباست
اگه منبعشم بگید زیباتر خواهد شد
فروردین ۱۶م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۱ ب.ظ
عشق داغی ست که تا مرگ نیاید نرود هر که بر چهره از این داغ نشانی دارد
دم همتون گرم.
اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱:۲۶ ب.ظ
ایولتوووووووووووو
تیر ۲م, ۱۳۸۷ در ۲:۵۴ ب.ظ
سلام ممنون، خیلی با حال بود
دی ۹م, ۱۳۸۷ در ۸:۲۳ ق.ظ
فقط او بود که حقیقت را فاش میکرد!!
دی ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۷:۲۹ ق.ظ
شریعتی مرد همه دورانها-ممنون