آموزش زبان انگلیسی در مفید

آبان ۲۱م, ۱۳۸۶

یادم می آد سال دوم دبیرستان که بودم مدرسه در اقدامی بی نظیر تصمیم به یاد دادن زبان خارجه به جدیدترین شیوه ی روز(skim and scan!) که بعدها فهمیدیم اصلا هم چیز جدیدی نیست ،نمود.

ظاهرا مخترعین این شیوه در دست نوشته های خود که البته نیمی از آنها در حمله ی نخست مغول ها به ایران سوخته است،چنین گفتند که این شیوه ی پست مدرن می بایست به عقب مانده ترین و بیگانه ترین انسانها با زبان خارجه(فرنگ) تدریس شود؛حتی گروهی از مورخین شیعی چنین بیان کرده اند که در یکی از دست نوشته های سوخته نام از مکانی به نام” مفید”برده شده و ذیلا تاکید گردیده که اهالی محترم آن مجتمع آموزشی همگی، از معلم باشی ها تا شاگردباشی ها، فطرتا با زبان خارجه بیگانه اند و از آنها بیگانه تر یافت می نشود که جسته ایم ما…!!!

خلاصه از قضای روزگار بنده و هم پالکی هایم در سال دوم تحت این شیوه شروع به زبان آموزی نمودیم .یادم هست صبحی از روزهای سرد زمستان بود که زنگ نخست ما “لب” داشتیم(همان مخفف لابراتوار زبان !!! که ای کاش به جایش یک باغچه از گل های یاس و زنبق و نیلوفر می کاشتند تا مفیدی های مفلوک این قدر با اسامی گل ها غریبه نباشد و مجبور نباشند برای پاسخ به این سوال که “عزیزم چه گلی دوست داری؟”از اردوی جهادی و جشن پتو و… سخن بگویند)

یادم هست آقای “خورشیدی” معلم گروه ما بود.در حاشیه بگویم که یادم هست بنده ی خدا یک پیرهن داشت که بالاش یک دکمه ی قابلمه ای دوخته بود و خلاصه به شیوه ی اون معلم زبان سال اول که حالم از ظاهر مذهبی مآبش بهم می خورد؛این شآن مقدس!مدرسه ی مفید رو حفظ می کرد.

بله می گفتم،

یادمه کارتون انگلیسی بامزه ای بود که حیوانات درش بودند و از قضا دو تا معشوقه هم داشت که ما اولین صحنه ی” بوس!”رو اونجا دیدیم.البته آقای خورشیدی نزدیکای اون صحنه که رسید فیلمو زد جلو و ما این صحنه رو در حالت پخش سریع(forward) دیدیم؛که یادمه به ناگاه شیهه از جماعت مفیدی بلند شد و صدای دستها که می آمد به نشان تایید و بعد همه یک صدا “دوباره دوباره …”واخم از روی ناچاری آقا معلم.ونقل است که عده ای از سربازان همیشه گمنام آقا،درحالی که شیهه می گشیدند که “وا اسلاما،وا اسفا…”به سرعت ماورای نور این خبر را به جنابان بالا که خوب می تواند معلم راهنمای وقت باشد،گزارش نمودند.

یادم هست که می شنیدیم برای معلم های ما هم از این کلاس ها می گذاشتند و ما تحت تاپیر همان بت پرستی مفیدی،با اشتیاق تمام خبرهای کلاس معلمین را دنبال می کردیم.سرآخر نه ما از آن کلاس ها چیزی عایدمان شد نه آن معلم باشی های عزیزم.

یادم هست که در یک سفر رفت به مشهد بود که در کوپه ی قطار آقای دهقانی تا صبح به تفصیل از این روش دفاع نمودند؛و این در حالی بود که به جهت عدم کامیابی، این متد ابلهانه دیگر در مدرسه تدریس نمی شد.چه بحث بیهوده و مسخره ای بود!دعوا بر سر مرده!و تصور کنین که طرفین بحث هر دو رنجور از این شیوه هستند!اما یکی بنا به مصلحت در نهان و دیگری در آشکار.

وامروز در جایی ایستادم و بر تمام وقایعی که در آن دوران گذشت می نگرم .برخی از آن دلپذیر بود وبرخی ابلهانه .اینقدر که گویی فکر می کنم همه ی ما از بچه ها تا معلمین،همه کودک بودیم خوب یادم هست تنها یک نفر (آقا افشار عزیز)به من گفتند که هیچ کس رو در زندگیت بت نکن و بعد با اون کلام شیوا حدیثی از حضرت امیر(علیه السلام)خوندند که مضمونش این بود:نگاه به بزرگی کلام انسانها کن نه بزرگی خودشون.

نمیدونم چرا در این فشار کاری به سرم زد اینا رو بنویسم .اما بعضی نقاط تو زندگیم وجود داره که دلم می خواد می تونستم اونا رو با یه پاک کن ،از همه ی فایل ها ی این دنیا پاک می کردم.

شنیدم که این رییس جمهور با ادب هم به منتقدینش لقب “بزغاله” داده چیزی که من حتی از نوشتنش در اینجا شرم می کنم وشاید روزی مردم ایران از این مهد کودک فارغ التحصیل شوند و به دنبال آن پاک کن جادویی بگردند تا شاید بتوانند آن را برای همیشه از حافظه ی تاریخ پاک کنند.حیف…

ارسال شده در مفید | نظرات (۲۴)

۲۴ پاسخدر “آموزش زبان انگلیسی در مفید“

  1. مصطفی می‌گوید :

    سلام
    مطمئنی جریان کامل میدونی ؟

    http://hamedtalebi.blogfa.com/post-200.aspx

    http://www.rajanews.com/News/?18337

  2. کاظم می‌گوید :

    مفید در ضمینه آموزش زبان انگلیسی، خراب کرد

  3. محمدحسین می‌گوید :

    الان هم که الانه…از دست این زبان دارم می کشم
    آخه سر پیری ! که وقت زبان یاد گرفتن نیست

  4. نجفی می‌گوید :

    سلام
    بزغاله خودش و هفت جدو آبادشه مرتیکه الاغ نفهم گاو مثلا استاد دانشگاه است وای به حال اون دانشجوها
    هرچی لقب خودش و ابا و اجدادشه داره بیان میکنه

  5. صالح می‌گوید :

    خیلی حال کردم،با این نوشتت،یه چیزی رو هم جا انداختی این آقا خورشیدی بنده خدا یه روز یه زنجیر نقره گردنش بود ساعت دوم که اومد لب،بازش کرد!!!
    به کاظم:از کرامات شیخ ما این است شیره را خورد و گفت شیرین است!

  6. hosein می‌گوید :

    سلام
    کلی خندیدیم و خوش شدیم
    دستت درد نکنه
    خوب طنازی هستیا بلا

  7. الحامی می‌گوید :

    در پاسخ به مصطفی
    به هر حال در بی ادبی این آقا نه من و نه حتی شما شکی نداریم
    کافیه کمی به الفاظی که به کار می بره دقت کنی تا ببینی نه حتی در سطح کوچه بازار که در حد کوچه بازارهای جنوب تهران هم نیست

  8. محسن میرزایی می‌گوید :

    سلام
    دوست عزیز سعی کن مودبانه تر بنویسی ” که حالم از ظاهر مذهبی مآبش بهم می خورد ” ؟؟؟

    کاظم جان ضمینه با ر ز هست نه با ضاد. فکر کنم مفید در ضمینه فارسی هم کاری نتونسته صورت بده

  9. الحامی می‌گوید :

    در پاسخ به میرزایی
    تا جایی که می فهمم بی ادبی صورت نگرفته
    ولی اینو می فهمم که کسی که غلط املایی از دیگران می گیره هدفش چیزی جز تخریب اون شخص نیست ولذا اصلا
    استحقاق تذکر دادن راجع به رعایت ادب و بی ادبی رو نداره
    صمنا اونجا که درس می خوندید یاد ندادند بهتون که استقرا از جز به کل باطله؟فکر کنم مدرسه تون در زمینه ریاضیات خیلی تعطیل بوده

  10. مهدی صدرالدینی می‌گوید :

    با هیچ جای حرفات (خطاب به آقا حامی )حال نکردم.هرچند با خیلی هاش موافقم.در این موضوع با آقای میرزایی موافقم که لحن شما نه تنها در این مورد که با اون لحن فرمودید حالتان به هم می خوره بلکه در موارد بسیار دیگر کاملا بی ادبانه و جسورانه است. کاش از آقا افشار این حرف رو هم به یاد می آوردید که بسیار به احترام معلمین سفارش می کردند.توهین شما به اساتید زبان اول و دوم و حتی جناب آقای دهقانی متاسفانه کاملا واضح و دور از شخصیت ماست.
    حامی جان هنوز سفر اصفهان سوم را یادم می آد. علی رغم رغبت دوستان به گوش دادن موسیقی گروه آریان شما دم از روز عرفه و . . . زدید و به اون وضع که حالم از به یاد آوردنش به هم می خوره شلوغش کردید و ادامه ماجرا. انگار تو اون جمع فقط شما بچه مسلمون بودید و ما ها همه کافر و بهایی و . . .بودیم. این خاطره رو می گذارم کنار این دست نوشته هاتون که مملوه از توهین و غیبت و بی احترامی و. . . خدا به داد هممون برسه
    از شما که در مورد معلمتون(هر چند به نظر شما بد)این طوری صحبت می کنید انتظاری نسبت به رییس جمهور و ما بقی نیست

  11. الحامی می‌گوید :

    ۱٫من از آقای خورشیدی دفاع کردم اگر دقیق می خوندید می فهمیدید
    ۲٫انتقاد از اینکه آقای دهقانی مدافع یک فن فسیل شده بود یعنی توهین؟
    ۳٫به نظرم شما چندنفر که حدودا ۵ تا ۶ نفر بودین اون روز اتوبوسو به کل مختل کرده بودین علیرغم میل بقیه دوستان
    مضاف براین که فرداش روز عرفه بود و در اون زمان یادمه که بعد از سخنرانی پایان اردو و کلی بحث ،همه قانع شدند که کار عده ی معدودی که با کارشون باعث رنجش بقیه شدند ناشایست بود
    ۴٫من هم نباید تند برخورد می کردم ولی این از بدی کار شما چیزیو کم نمی کنه
    ۵٫راجع به رییس جمهور هم آنچه شنیدم رو بیان کردم و حتما قبول دارین که نباید می دیدم تا باور کنم،اصلا امکانش فراهم نیست برای مردمبا وجود این سانسور شدید خبری و
    فضای امنیتی حاکم بر سطح جامعه
    ۶٫امیدوارم از من بابت چیزایی که گفتم نرنجیده باشی مهدی جان عزیز.می دونی که چقدر ارادت دارم به تو .قربانت

  12. محسن میرزایی می‌گوید :

    ” “تا جایی که می فهمم بی ادبی صورت نگرفته
    دوست عزیز شما تو متن این جمله رو درباره یکی از معلمان سابق دبیرستان مفید گفتید :” که حالم از ظاهر مذهبی مآبش بهم می خورد”
    این حرف دور از ادبه. شاید تا جایی که شما می فهمید این بی ادبی نیست .در این صورت درباره تعریف ادب کمی بیشتر کار کنید.

    در ضمن هدف من در مورد غلط املایی گرفتن رو هم اشتباه تشخیص دادی

    راستی مهدی صدرالدینی صدات انقدر بلنده که کامنتت رو خوندم شنیدمش :D .

  13. صالح می‌گوید :

    بابا حالا بزغاله رو ول کنید!!
    همچین حرف بدی هم نیست ،حیوون به این خوشکلیhttp://www.bartcoppens.be/photos/geit.png

  14. یک 23ای می‌گوید :

    خطاب به آقای صدرالدینی:
    خواهشا شما دیگه دم از ادب و عفت کلام نزن…

  15. یک غیر 23 ای می‌گوید :

    اخیرا هر جا میرم همه دارن دهن همو صاف میکنن!

  16. صبا می‌گوید :

    یاد دادن و یاد گرفتن همیشه شیرینه چه با متد روز باشه چه سنتی و قدیمی
    یاحق

  17. s3m می‌گوید :

    salam Hami jan
    man ba harfa ye baghiye kari nadaram.
    faghat mikham azat tashakkor konam O behet begam ke matnenet mahshar bud

    vali delam nemiyad be baghiye ham harfi nazanam. va3 hamin ham faghat beheshun migam ke june har ki ke dusesh darin ( albate age darin ) ye khurde 2 zendegitun ba deghat niga konin, shayad hame chiz faghat un zaheri nabashe ke shoma mibinid…

  18. الحامی می‌گوید :

    السلام.جناب s3m
    خوب نیست بگم اما اینجا من همه رو می شناسم الا شما
    اگه خواستین در جهت اطفاء حریق فضولی من هم که شده برام به طور خصوصی بگین که کی می باشین.
    ممنونننننننننننننننننننننننن

  19. mammad می‌گوید :

    salam be hamegi makhsosan hami
    midonam ke kheili vaghte in matlabo zadi va bara comment gozoshtan dire vali delam nayomad nagam. avalan ensafan nasret giras babatsh beht tabrik migam
    dovoman in matno ro ie fath bab ghashangi bara naghd o barresi mohemtarin dore zendegi aksaremon mibinam omidvaram ke baghie dostanam shoro bokonan be neveshtan motmaen bashin age in jaryan shoro beshe kheilia kheili harf daran bara goftan
    movaffagh bashin

  20. ali می‌گوید :

    kelasaye amoozesh khat ham dashtimaaaaaaa

  21. حمزه می‌گوید :

    ،مطلب فوق العاده خوبی بود.احساس نوستالژیکم فوران کرد با اینکه شما رو نشناختم ولی خیلی دمت گرم..

  22. محسن می‌گوید :

    دوستان بزرگوار
    برای اولین بار بود که همین طوری به اینجا سر زدم
    واقعا بهتر نیست با هم مهربان تر باشیم؟

  23. 29ی می‌گوید :

    به دعواهاتون سر بزغاله، آقای خورشیدی، ادب و … فقط خندیدم.
    اینقدر سر هیچی تو سر و کله هم نزنید. حالا درد مملکت اینه که جمله “حالم از …” بی ادبیه یا نه؟ (البته با احترام به عزیزانی که اینو مطرح کردن میگم)
    درد مملکت ما اینه که امثال احمدی نژاد و طرفداراش (به خصوص بسیجی های اکثرا کور) دارن حکومت میکنن ما هم تو سر و کله هم میزنیم.
    شرمنده که تخم مرغ نشده مرغ شدم و وسط حرف بزرگ ترها پریدم ولی به هر حال باید میگفتم.

  24. 29ی می‌گوید :

    به دعواهاتون سر بزغاله، آقای خورشیدی، ادب و … فقط خندیدم.
    اینقدر سر هیچی تو سر و کله هم نزنید. حالا درد مملکت اینه که جمله “حالم از …” بی ادبیه یا نه؟ (البته با احترام به عزیزانی که اینو مطرح کردن میگم)
    درد مملکت ما اینه که امثال احمدی نژاد و طرفداراش (به خصوص بسیجی های اکثرا کور) دارن حکومت میکنن ما هم تو سر و کله هم میزنیم.
    شرمنده که تخم مرغ نشده مرغ شدم و وسط حرف بزرگ ترها پریدم ولی به هر حال باید میگفتم.

گذاشتن یک پاسخ