خودشکوفا ها
مهر ۲۷م, ۱۳۸۶
به نام خدا
ایران که بودم ، این اواخردر کلاسی به نام خود شناسی شرکت کردم. بحث های جالبی در آن وجود داشت. در یکی از جلسات آن به ویژگی های افراد “خود شکوفا ” پرداخته شد. در این پست بنا دارم برخی از این خصوصیت ها را ذکر کنم تا خواننده ی گرامی خود را محک بزند و دریابد که تا چه اندازه به خود شکوفایی رسیده است.
انسان کامل ، بالنده و به عبارت دیگر خود شکوفا انسانی است که بتواند تمام تواناییهای بالقوه ی خود را بالفعل کند. انسان خودشکوفا:
۱-مانند انسانهای معمولی زندگی می کند ، همان کار های عادی را که دیگران انجام می دهند انجام میدهد اما در انجام همین کارهای معمولی انگیزه های بالایی دارد. به این صفت “فرا انگیزش” یا “Meta-motivation“ می گویند.
۲-نحوه ی بر خورد آنان با پدیده ها متفاوت است. ادراک صحیحی از واقعیت دارند لذا واقعیت ها را خالص و بدون تفسیر می بینند لذا دیر تر رنج میبرند. به جای “چرا؟” گفتن دایما می گویند “چگونه؟”
۳-رفتار و ظاهری ساده و طبیعی دارند. از ظواهر و رفتار های تصنعی به دور هستند. در یک کلام ، معمولی اند.
۴-به کاری که انجام می دهند تعهد دارند و به آن عشق می ورزند. طنین عاطفی در فرد خود شکوفا بسیار بالاست و به صورت عشق تجلی می یابد.
۵-مورد نیاز مردم هستند. نبودشان مشخص است ولی آنها کوچکترین نیازی به مردم ندارند. نیاز به خلوت و استقلال از دیگران را در خود می یابند.
۶-دارای کنش مستقل هستند یعنی امکانات آفرین هستند و شرایط محیطی را تغییر می دهند.
۷-معصومیت کودکانه ی خود را از دوران بچگی تا کنون حفظ کرده اند. کودک واره اند.
۸-انسانیت را به صورت واقعی تجربه کرده اند لذا انسانیت را در همه ی افراد بشر مشاهده می کنند. نوع دوستند.
پی نوشت:
۱-از همه ی عزیزانی که نظر داده اند و خواهند داد تشکر می کنم و از اینکه نمی توانم در ابراز احساس و پاسخ گویی به نظرات گرانبهایشان شرکت نمایم عذر خواهی می کنم. سرم شلوغ است و بیش از این مقدور نیست.
۲-اگر این پست با اقبال مواجه شود هفت خصوصیت باقی مانده را نیز ذکر خواهم کرد.
۳-اگر کم توضیح داده ام به خاطر اینست که از ایجاد ملال در خوانندگان جلوگیری نمایم، وگرنه جای توضیح فراوان دارد.
۴-اگر ۱۱ تا از ۱۵ خصوصیت در شما باشد به خود شکوفایی رسیده اید.
۵-تا بعد …. خدا نگهدار شما
ارسال شده در جامعه | نظرات (۸)
مهر ۲۷م, ۱۳۸۶ در ۴:۵۰ ب.ظ
من سوپر خود شکوفا هستم
مهر ۲۷م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۳۱ ب.ظ
فکر کنم بقیه خصوصیات جالب باشه! تا اینجا ویژگی خیلی عجیبی حس نکردم. حالا کلا یه سوال پیش می آد که این جور آدمها عجیب اند؟
مهر ۲۸م, ۱۳۸۶ در ۵:۳۱ ب.ظ
پست ۷ خصوصیت باقیمانده با اقبال من مواجه خواهد شد
مهر ۲۹م, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۵ ق.ظ
من خود شکوفا هستم؟!
من خود شکوفا نیستم؟!
من کی خود شکوفا می شم؟!
من باید خود شکوفا بشم؟!
من چگونه خود شکوفا بشم؟!
من خود شکوفا بودم؟!
مهر ۲۹م, ۱۳۸۶ در ۵:۲۱ ب.ظ
سلام آقا افشار می خواستم سلام کنم وعرض ارادت
آبان ۱م, ۱۳۸۶ در ۲:۳۳ ق.ظ
سلام
ارسال مطلب به روش قطره چکانی؟
در خواننده ملال به وجود نمی آید ولی در عوض جان به سر می شود
اولین بار خود شکوفایی به عنوان بالا ترین سطح هرم نیازهای آبراهام مازلو مطرح شد. (همان هرم معروف)
نیازهای حیاتی(آب و غذا و نیازهای جسمی ) –> نیاز به امنیت و آسایش –> نیاز به مورد احترام بودن و هویت اجتماعی داشتن و عشق و تحصیل و … –> نیاز به خود شکوفایی و آزاد کردن پتانسیل ها ( خدا گرایی هم در این پله قرار گرفته)
توجه کنید که از نظر مبدع این نظریه کسی که تمام نیازهای سطح پایین ترش تامین شده باشه به پله نهایی میرسه که همون خودشکوفایی باشه .
و اما وصف العیش آدم های خود شکوفا :
۱- ادراک صحیح واقعیت
۲- پذیرش کلی ، دیگران و خویشتن و محیط پیرامون ( فیلسوف بازی در نمیارن
۳- خود انگیختگی ، سادگی و طبیعی بودن
خیلی جای بحث داره که آدم طبیعی از نظر آبراهام مازلو کیه ؟
۴-توجه به مسائل بیرون از خویشتن ، وظیفه شناسی و فداکاری
۵- نیاز به خلوت و استقلال
۶- واکنش مستقل و متکی بودن به انگیزه های درونی
۷-تازگی مداوم تجربه های زندگی ( زندگی همیشه براش تازس ، کهنه نمیشه ، تکراری نمیشه )
۸- تجربه های عارفانه
خیلی ، خیلی جای بحث داره ،
زندگی می کند و تجربه هایی عارفانه نیز دارد ، لزوما با عرفان زندگی نمی کند ، درحد یک یا دو جلسه در هفته کفایت می کند
تصور کنید : آدمهایی سفید پوش که به روح زمین ( گایا ) متصل شده اند ( یک یا چند ساعت در هفته )
۹- نوع دوستی و احساس همدلی با جامعه انسانی
۱۰- داشتن روابط متقابل با دیگران
۱۱- اهمیت دادن به هدف ( حتی بیش از وسیله دستیابی به هدف ؟)
۱۲- شکیبایی ، بردباری و مردم گرایی
۱۳- حس طنز و شوخی مهربانانه ( طنز سالم و نه گوشه و کنایه زدن ، کودک درونش زنده است و … )
۱۴- ابتکار و خلاقیت
۱۵- مقاومت در برابر فرهنگ پذیری و فشارهای اجتماعی
——————–
خود شکوفا یک تولید کننده خوب و یک مصرف کننده خوبه ، خود شکوفا برده سرمایه داریه
خود شکوفا با تمام وجود سعی می کنه خودش رو متعادل نگه داره و متعادل نشون بده ، با لبخندی بر لب و دندان هایی مرتب و منظم به سپیدی برف
خود شکوفایی ، موفقیت ، راز شاد زیستن و … ،
من اساسا با این جور روانشناسی و انسان شناسی مشکل دارم
این حرفای شیک و قشنگ که از انسان شناسی ( جانور شناسی پیشرفته ) و با سعی و خطا به دست اومده هیچ مشکلی رو از آدمهای امروز حل نمیکنه و فقط به درد پر کردن جای خالی راهنما و هادی حقیقی میخوره ،
البته افراد بسیاری هستند که با ایرانیزه کردن و اسلامیزه کردن این تئوری ها ، تئوری های شتر ، گاو ، پلنگ جدید استخراج کرده اند که از سوی مخاطب بسیار مورد توجه قرار می گیره و همه انگشت تحیر به دهان ، جو گیر میشن و چند صباحی را صرف خود شکوفایی و … می کنند و فرصت تنهایی و مواجهه با خود حقیقیشون رو از دست میدن و البته بعضیا هم ، تمام عمر با این حرفا و حرفای مشابه جو گیر میشن و جوگیر می مونن تا زمان ملاقات ملک الموت
خواستگاه این حرفا جامعه ایه که مردمش مرده متعفن مسیحیت و … رو به دوش می کشن و طبیعیه که سرمایه دار برای حفظ و کنترل تعادل افراد اجتماع ( برده های نظام سرمایه داری ) مجبور شده با سعی و خطا و مطالعه گروهای انسانی به شناخت نیازهای اونها و در نهایت معرفی یک انسان کامل و الگو بپردازه .
جالبه که این هرم نیازها در تمام شاخه های علوم و عرصه های مدیریتی و سیاست گذاری کشورهای سرمایه داری به خوبی جا افتاده و سرمایه دار خوب می دونه که باید به کارگرای زیر دستش به چه ترتیبی رسیدگی کنه تا نیروی کار سالم و پر بازدهی داشته باشه و باز سر ما تئوری پردازهای شتر ، گاو ، پلنگ بی کلاه می مونه که هنوز نتونستیم تکلیف خودمونو مشخص کنیم ، نه جرات اعتماد به خدا و اجرای تمام و کمال فرامین الهی رو داریم و نه هدف و همتی از جنس سرمایه داری که لااقل از مزایای اون بهره مند بشیم ، اگر در معرض مضراتش هستیم
با یک من ریش و پشم و ادعا از خدا نمی ترسیم ولی از سرمایه دار شرقی و غربی چرا ( صد رحمت به اون مسیحیت متعفن )
اصلا این حرفا به من چه ؟ به تو چه ؟
بذارید به حساب یاوه گویی های یک جوان بی خواب و عذب که هنوز در پله اول دستیابی به خود شکوفایی گیر است .
غیر طبیعی بودن از نظر آقای مازلو را ترجیح می دهم به سطحی بودن
آقای افشار مقدم می توانید این حرفها را در آدمهایی که اطرافتان هستند ببینید
سادگی و صمیمیت و صداقتی که در گفتار و رفتارشان موج می زند ولی بی علت است و ابلهانه
ترجیح می دهم همینی باشم که هستم ،با بی خوابی های شبانه ، دیوانگی های روزانه و عیب ها و خطا های کوچک و بزرگ که خودم از بعضیشان باخبرم و از بعضی بی خبر .
ای خدا به داد برس ، به فریاد برس ، عدم بودن چه حالی داشت و ما خبر نداشتیم ؟!!!
حالا وجود هم که شدیم بار امانت دیگه چی بود به گردن گرفتیم ؟ ( به جان تو مگر خر بودیم ؟) ر
آبان ۲م, ۱۳۸۶ در ۱۲:۲۶ ق.ظ
سلام
ارسال مطلب به روش قطره چکانی؟
در خواننده ملال به وجود نمی آید ولی در عوض جان به سر می شود
اولین بار خود شکوفایی به عنوان بالا ترین سطح هرم نیازهای آبراهام مازلو مطرح شد. (همان هرم معروف)
نیازهای حیاتی(آب و غذا و نیازهای جسمی ) –> نیاز به امنیت و آسایش –> نیاز به مورد احترام بودن و هویت اجتماعی داشتن و عشق و تحصیل و … –> نیاز به خود شکوفایی و آزاد کردن پتانسیل ها ( خدا گرایی هم در این پله قرار گرفته)
توجه کنید که از نظر مبدع این نظریه کسی که تمام نیازهای سطح پایین ترش تامین شده باشه به پله نهایی میرسه که همون خودشکوفایی باشه .
و اما وصف العیش آدم های خود شکوفا :
۱- ادراک صحیح واقعیت
۲- پذیرش کلی ، دیگران و خویشتن و محیط پیرامون ( فیلسوف بازی در نمیارن
۳- خود انگیختگی ، سادگی و طبیعی بودن
خیلی جای بحث داره که آدم طبیعی از نظر آبراهام مازلو کیه ؟
۴-توجه به مسائل بیرون از خویشتن ، وظیفه شناسی و فداکاری
۵- نیاز به خلوت و استقلال
۶- واکنش مستقل و متکی بودن به انگیزه های درونی
۷-تازگی مداوم تجربه های زندگی ( زندگی همیشه براش تازس ، کهنه نمیشه ، تکراری نمیشه )
۸- تجربه های عارفانه
خیلی ، خیلی جای بحث داره ،
زندگی می کند و تجربه هایی عارفانه نیز دارد ، لزوما با عرفان زندگی نمی کند ، درحد یک یا دو جلسه در هفته کفایت می کند
تصور کنید : آدمهایی سفید پوش که به روح زمین ( گایا ) متصل شده اند ( یک یا چند ساعت در هفته )
۹- نوع دوستی و احساس همدلی با جامعه انسانی
۱۰- داشتن روابط متقابل با دیگران
۱۱- اهمیت دادن به هدف ( حتی بیش از وسیله دستیابی به هدف ؟)
۱۲- شکیبایی ، بردباری و مردم گرایی
۱۳- حس طنز و شوخی مهربانانه ( طنز سالم و نه گوشه و کنایه زدن ، کودک درونش زنده است و … )
۱۴- ابتکار و خلاقیت
۱۵- مقاومت در برابر فرهنگ پذیری و فشارهای اجتماعی
——————–
خود شکوفا یک تولید کننده خوب و یک مصرف کننده خوبه ، خود شکوفا برده سرمایه داریه
خود شکوفا با تمام وجود سعی می کنه خودش رو متعادل نگه داره و متعادل نشون بده ، با لبخندی بر لب و دندان هایی مرتب و منظم به سپیدی برف
خود شکوفایی ، موفقیت ، راز شاد زیستن و … ،
من اساسا با این جور روانشناسی و انسان شناسی مشکل دارم
این حرفای شیک و قشنگ که از انسان شناسی ( جانور شناسی پیشرفته ) و با سعی و خطا به دست اومده هیچ مشکلی رو از آدمهای امروز حل نمیکنه و فقط به درد پر کردن جای خالی راهنما و هادی حقیقی میخوره ،
البته افراد بسیاری هستند که با ایرانیزه کردن و اسلامیزه کردن این تئوری ها ، تئوری های شتر ، گاو ، پلنگ جدید استخراج کرده اند که از سوی مخاطب بسیار مورد توجه قرار می گیره و همه انگشت تحیر به دهان ، جو گیر میشن و چند صباحی را صرف خود شکوفایی و … می کنند و فرصت تنهایی و مواجهه با خود حقیقیشون رو از دست میدن و البته بعضیا هم ، تمام عمر با این حرفا و حرفای مشابه جو گیر میشن و جوگیر می مونن تا زمان ملاقات ملک الموت
خواستگاه این حرفا جامعه ایه که مردمش مرده متعفن مسیحیت و … رو به دوش می کشن و طبیعیه که سرمایه دار برای حفظ و کنترل تعادل افراد اجتماع ( برده های نظام سرمایه داری ) مجبور شده با سعی و خطا و مطالعه گروهای انسانی به شناخت نیازهای اونها و در نهایت معرفی یک انسان کامل و الگو بپردازه .
جالبه که این هرم نیازها در تمام شاخه های علوم و عرصه های مدیریتی و سیاست گذاری کشورهای سرمایه داری به خوبی جا افتاده و سرمایه دار خوب می دونه که باید به کارگرای زیر دستش به چه ترتیبی رسیدگی کنه تا نیروی کار سالم و پر بازدهی داشته باشه و باز سر ما تئوری پردازهای شتر ، گاو ، پلنگ بی کلاه می مونه که هنوز نتونستیم تکلیف خودمونو مشخص کنیم ، نه جرات اعتماد به خدا و اجرای تمام و کمال فرامین الهی رو داریم و نه هدف و همتی از جنس سرمایه داری که لااقل از مزایای اون بهره مند بشیم ، اگر در معرض مضراتش هستیم
با یک من ریش و پشم و ادعا از خدا نمی ترسیم ولی از سرمایه دار شرقی و غربی چرا ( صد رحمت به اون مسیحیت متعفن )
اصلا این حرفا به من چه ؟ به تو چه ؟
بذارید به حساب یاوه گویی های یک جوان بی خواب و عذب که هنوز در پله اول دستیابی به خود شکوفایی گیر است .
غیر طبیعی بودن از نظر آقای مازلو را ترجیح می دهم به سطحی بودن
آقای افشار مقدم می توانید این حرفها را در آدمهایی که اطرافتان هستند ببینید
سادگی و صمیمیت و صداقتی که در گفتار و رفتارشان موج می زند ولی بی علت است و ابلهانه
ترجیح می دهم همینی باشم که هستم ،با بی خوابی های شبانه ، دیوانگی های روزانه و عیب ها و خطا های کوچک و بزرگ که خودم از بعضیشان باخبرم و از بعضی بی خبر .
ای خدا به داد برس ، به فریاد برس ، عدم بودن چه حالی داشت و ما خبر نداشتیم ؟!!!
حالا وجود هم که شدیم بار امانت دیگه چی بود به گردن گرفتیم ؟ ( به جان تو مگر خر بودیم ؟) د
بهمن ۳۰م, ۱۳۸۶ در ۳:۳۸ ب.ظ
باسلام دوستان من دانشجوی روانشناسی هستم و موضوع پایان نامه ام بررسی رابطه هوش هیجانی و خودشکوفایی است در قشر دانشجو و استاد .خواهشمندم هر مطلبی یا پیشینه ای در این زمینه دارید حتما برام ایمیل کنید .نتیجه تحقیقاتم رو در اختیار دوستان قرار خواهم داد .با تشکر