بوی عید

مهر ۱۷م, ۱۳۸۶

+دیگه چیزی از ماه رمضون، ماه بندگان خدا نمونده و کم کم بوی عید به مشام می رسه. عید فطر یکی از معدود عید هایی که بهم احساس عید دست می ده، فکر می کنم این حس تو خیلی های دیگه وجود داشته باشه، علتش هم اینه که آدم نسبت به سایر مواقع یه کاری (ولو برای خودش) کرده و یه تلنگر و لو کوچک و گذرایی خورده. آخ که چه لذت بخشه شنیدن نوای “اللهم اهل الکبریاء و العظمه…” در صبح روز عید.

+این قضیه رویت هلال هم در نوع خودش جالبه. در حالی که توی تمام کتاب های درسی ترویج می شه که مسلمان ها باید با هم متحد باشند و از این حرف ها، در مناطق مختلف جهان تا سه روز مختلف عید گرفته می شه. این مسئله در مورد شب های (!!!) قدر هم صادقه و بدین ترتیب نه سه روز بلکه تا چندین روز مختلف می تونه شب قدر باشه! دقت کنید…شب قدر (لیلة القدر). حالا این جلوه اتحاد! مسلمین رو بذارید در کنار اتحاد کشور های اروپایی؛ پول واحد، قانون اساسی واحد، مجلس واحد، نیروی نظامی واحد و … . نتیجه خیلی روشنه…

ارسال شده در دین | نظرات (۲)

۲ پاسخدر “بوی عید“

  1. کاظم می‌گوید :

    اینو باید کرد تو گوش اون سنی ها

  2. hosein می‌گوید :

    ماه رمضان سیاسی
    در روایت داریم که ماه در اثر گناه بندگان و روزه داران از چشمشان مخفی میماند

گذاشتن یک پاسخ