مزایای کار در فروشگاه

شهریور ۳۱م, ۱۳۸۶

به نام خدا

کار کردن در فروشگاه در کنار سختی هایش مزایای بسیاری برای من داشته، که در این پست بنا دارم به بعضی از آنها بپردازم:

۱-پرداختن به یک کار ساده بعد از سالیان متمادی مدیریت در یک مدرسه ی ممتاز، به لحاظ اخلاقی بسیار پند آموز است. غرور و نخوت دستور دادن به دیگران با دستور گرفتن از دیگران فرو می شکند. درک موقعیت کاری افراد در سطوح پایین تر یک نوع تعادل رفتاری- اخلاقی برای مدیران به ارمغان می آورد. تازه میفهمم که چرا ائمه ی اطهارعلیهم السلام همواره در صدد بوده اند که کار های سطح پایین را هم خودشان انجام بدهند. بنا بر این توصیه ی من حقیر به افرادی که در پست ها و مقام های بالا قرار دارند اینست که اگر می خواهند آلوده ی به مقام و جاه نشوند در کنار کار مدیریتی ی خود کاری این چنینی نیز برای خود دست و پا کنند. البته میدانم که این توصیه خیال خامی بیش نیست،چراکه اگر من هم بنا به ضرورت و اجبار به این مسیر نیفتاده بودم، شاید هیچ وقت چنین موقعیتی را تجربه نمی کردم.

۲-تجربیات مدیریتی ارزشمندی در این کار برایم فراهم شده است. در تمام مدت کار به نکات مدیریتی توجه دارم. زیر نظر گرفتن کارکنان و رفتار های آنها در قبال مدیرانشان پر از تجربیات سودمند است. حرفهایی که پشت سر مدیرانشان میزنند و رفتارهایی که در هنگام نبودن مدیر مربوطه از آنها سر می زند وقایعی است که من هرگز نمی توانستم در پست مدیریتی خودم آنها را مشاهده کنم، ولی کار در این مسئولیت این امکان را به من داده است تا بتوانم رفتار آنها را از دید یک مدیر ارزیابی نمایم. جالب است که بدانید به دلیل تنوع فراوان مدیران، مدلهای مختلف مدیریتی در این فروشگاه اعمال میشود و عکس العمل های افراد نسبت به اختلاف موجود در این مدل ها برایم بسیار جالب و درس آموز است. به طوریکه دائما در حال بررسی هستم که کدامیک از این مدلهای مدیریتی اثر بخشی ی بیشتری نسبت به سایر مدل ها دارد. اگر امکان داشت می توانستم حتی کارهای تحقیقی اکادمیک، نیزدر این زمینه انجام بدهم که متاسفانه این کار فعلا عملی نیست.

۳-یادم می یاد که در ایران وقتی از سر کار به خانه بر میگشتم کوله بار سنگینی از کار های مدرسه را به طور ذهنی به خانه می بردم. اما اینجا کار با پایان زمان کارتمام می شود و هیچ دغدغه و نگرانی به خانه و خانواده منتقل نمی شود. البته این مزیت در ایران هم برای کسانی که کار های مدیریتی سنگین و پر مسئولیت ندارند، فراهم می باشد.

۴-فرصتی شد تا خودم را دوباره بشناسم. فهمیدم که ذاتا آدم منظمی هستم چراکه تاکنون یک دقیقه هم تاخیر در رسیدن به سر کارم نداشته ام. تنها یک بار به مدت پنج ساعت غیبت داشته ام که دلیل آنهم سر درد شدیدی بود که به واسطه ی کار سنگین هفته ی قبل آن برای تحویل پایان نامه فوق لیسانسم ، ایجاد شده بود. فهمیدم که آدم سخت کوش و درستکاری هستم، چرا که مدیرم کارم را به گفته ی خودش صد در صد قبول دارد و من تنها کسی هستم که وی کارم را پس از اتمام آن چک نمی کند و نهایتا فهمیدم که آدم قابل اطمینانی هستم، چون نه تنها مدیرم بلکه سایر همکارانم نیز مرا کاملا پذیرفته اند و اعتماد زیادی به من پیدا کرده اند. این را از نحوه ی برخوردشان حس میکنم و میفهمم. کلا منظورم اینست که دریافتم ” نوع، شرایط و سطح اجتماعی ی کار در انجام دادن صحیح آن” تاثیر چندانی بر من ندارد.

پی نوشت:

وقتی شروع به نوشتن در وبلاگ میکنم وسواس عجیبی پیدا می کنم که آیا این مطالبی که می نویسم بدرد مخاطبان می خورد یا نه؟ فکر می کنم که اگر خوانندگان عزیز در این زمینه اظهار نظر کنند یا اگر پیشنهادی دارند مطرح کنند در رفع این نقیصه کمک شایانی کرده باشند.

تا بعد خدا نگهدار…

ارسال شده در دست نوشته | نظرات (۱۲)

۱۲ پاسخدر “مزایای کار در فروشگاه“

  1. حسین می‌گوید :

    جالب و کارآمد .بسیار خارج باید تا پخته شود خامی !

  2. محمد می‌گوید :

    خیلی وسواس به خرج ندین. به درد می خوره.
    راستی دعا یادتون نره

  3. مجتبی می‌گوید :

    مدییییییییر!

  4. محمود گنجی می‌گوید :

    وبلاگ قشنگ و جالبی داری امیدوارم موفق باشی بهتم خوشی بگذره

  5. آرش طباطبائی می‌گوید :

    سلام
    یاد اون جوکه افتادم که می گفت منم مثل خودتم … فقط این قدر وسواس ندارم
    مدیزیت مدرسه انقدر هم بالا نیست آقا افشار… من هم الان مدیر یک کارگاه ام، ولی مدیریتهای ما به دلیل آن سخت می شود که همه چیز قاطی اش می شود، نمی دانم چونکه ما ایرانیم این طوری هست یا کلا داستان همینه…
    به هر حال خوشحال شدم

    التماس دعا
    یا حق

  6. امیرحسین می‌گوید :

    سلام آقا افشار
    پیرو پی نوشتی که فرمودید عرض می کنم که یادداشت هاتون حداقل مدتی که سبک خاصی گرفته و صرفا به بیان اتفاقات میگذره.البته این بد نیست به شرطی که ته ماجرا نتیجه به درد بخورباشه که خواننده بتونه استفاده کنه

    به امید دیدار

  7. حامد می‌گوید :

    سلام

    نظرات شما مسلما در این وبلاگ، روشنگر خواهد بود، چرا که ریشه در دبیرستان مفید دارد

  8. محمدرضا غلامی می‌گوید :

    خوشحالم که چیزای جدیدی تجربه کردین!!! کاش هنوزم دبیرستان بودم و شما مدیر و از شخصیتتون الگو برداری میکردم!!! طرز راه رفتنتون و حرفاتون و رفتارتون و همه وهمه تو ذهنمه !!خیلی خوشحالم که هنوز یه چیزایی یادمه

  9. محمود مختاری می‌گوید :

    سلام
    از خواندن مطالبتان خوشم می آید. خوب بود کمی درباره ی جزییات کارتان در آن فروشگاه هم می نوشتید… و امیدوارم این کار را بکنید، دیر نشده است

    قربان شما

  10. محسن می‌گوید :

    سلام
    من واقعا لذت می برم . تمام پست ها تا حالا برام جالب بوده البته کم و بیش داره ولی در کل مفیدن
    التماس دعا

  11. حسین افشاری می‌گوید :

    سلام
    به درد ما که خورد
    تذکر به جایی بود
    پشتکار و تلاش و تعهد و …
    خدا خیرتان دهد
    ما رو هم دعا کنید

  12. امیرحسین می‌گوید :

    خیلی خوشحالم دوستان دارن بعد نظر من دارن نا فرم همراهی میکنن. خوب حتما هس دیگه . نظرشخصیه دیگه.

گذاشتن یک پاسخ