بایگانی برای شهریور, ۱۳۸۶

مزایای کار در فروشگاه

شهریور ۳۱م, ۱۳۸۶

به نام خدا

کار کردن در فروشگاه در کنار سختی هایش مزایای بسیاری برای من داشته، که در این پست بنا دارم به بعضی از آنها بپردازم:

۱-پرداختن به یک کار ساده بعد از سالیان متمادی مدیریت در یک مدرسه ی ممتاز، به لحاظ اخلاقی بسیار پند آموز است. غرور و نخوت دستور دادن به دیگران با دستور گرفتن از دیگران فرو می شکند. درک موقعیت کاری افراد در سطوح پایین تر یک نوع تعادل رفتاری- اخلاقی برای مدیران به ارمغان می آورد. تازه میفهمم که چرا ائمه ی اطهارعلیهم السلام همواره در صدد بوده اند که کار های سطح پایین را هم خودشان انجام بدهند. بنا بر این توصیه ی من حقیر به افرادی که در پست ها و مقام های بالا قرار دارند اینست که اگر می خواهند آلوده ی به مقام و جاه نشوند در کنار کار مدیریتی ی خود کاری این چنینی نیز برای خود دست و پا کنند. البته میدانم که این توصیه خیال خامی بیش نیست،چراکه اگر من هم بنا به ضرورت و اجبار به این مسیر نیفتاده بودم، شاید هیچ وقت چنین موقعیتی را تجربه نمی کردم. خواندن بقیه این مطلب »

ارسال شده در دست نوشته | نظرات (۱۲)

دنیا همان یک لحظه بود

شهریور ۲۰م, ۱۳۸۶

دنیا همان یک لحظه بود

    آندم که چشمان تو ،چشمان مرا 

                 از عمق چشمانم ربود…

که من عاشق چشمت شدم،نه ابر بود و نه دلی..خوب فکر می کنم بیش از دو سه ماهه که مداد من هوس نوشتن نداره،شاید این طوری بهتره.خوب این طوری کمتر ذهنیات غلط و اشتباهم باورم می شه.وقتی می نویسی فکر می کنی بخشی از حقیقت در زیر قلم توست و منتظر تا که متولد شود؛گو اینکه تو ،اندیشه ات ،قلمت وانتظار همه خود داخل حقیقت اندو حقیقت آنقدر بسیط است که نیازی نیست آن را بازگو کنی؛بازگو کنی آنچه را که هر لحظه و دمادم از هر زبانی گفته می شود .اصلا همه دست به دست هم می دهند و زبانی می شوند تا حقیقت بر آن جاری شود و چشمان تو را مالامال دیدن!آهان !داشت یادم می رفت که باید می نوشتم از امروز و یا دیروز ،از وقایع نه چندان غریب از اینکه الان حال دلم خوب است یا که چرا تقدیر ایگونه است یا از اعتراض که آقا پس سربازی آخرش چند؟لعنت بر باعث و بانیش و خلاصه شیپور هیاهوی جهان را طویل تر کنم و بر آن طبل از ازل پاره بکوبم . ولی حیف که نفسی برام نمونده .ضمنا باید در حضور خوانندگان محترم و دوستای خوبم از رئیس وبلاگ و آقا افشار عزیز تشکر کنم که تا حالا منو اخراج نکردند و ازهمه معذرت،ببخشید که دیر شد

ارسال شده در دست نوشته | نظرات (۳)

مفیدنیوز، یکی برای همه

شهریور ۱۴م, ۱۳۸۶

+حدود دو هفته است که از آغاز به کار مفید نیوز می گذره. ایده راه اندازی مفید نیوز از اینجا به ذهنم رسید که طیف عظیمی از دوستان فعالیت وبلاگی داشتند، ولی هیچ دریچه و درگاهی نبود که از طریق اون بشه به همه دوستان مفیدی دسترسی داشت. لینکدونی وبلاگ ها هم که کاملا سلیقه ای بود، این بود که به فکر ایجاد پایگاهی افتادیم که جمع آوری کننده مطالب همه دوستان مفیدی، بدون هیچ گونه اعمال سلیقه باشه.

+تو یکی از وبلاگ ها، عبارتی در وصف مفید نیوز دیدم که خیلی دلچسب بود:

 

همه برای یکی، یکی برای همه

+مفید نیوز برای ادامه کار و سرپا موندن نیاز به یاری شما داره؛ سایر دوستان رو از راه اندازی مفید نیوز مطلع کنید. اگر هم دستی در کارهای گرافیکی و یا وردپرس دارید و مایل به همکاری هستید، دست شما رو به گرمی می فشاریم.

+مفید نیوز تا اینجا کار مشترک سعید و منه، به امید آن روز که اعضای تیم مفید نیوز خیلی بیشتر از اینا باشن. جا داره از سعید هم بابت زحماتی که تو این مدت کشیده، تشکر و قدردانی کنم.

به امید رشد و ارتقاء مفید نیوز

ارسال شده در مفید | نظرات (۱)