شطحیات

خرداد ۲۲م, ۱۳۸۶

به نام خدا

” تنهایی “

خداوندا تو را شاکرم که طعم ” تنهایی” را به من چشاندی.

برای ایمان آوردن به تو” تنها ” باید ” تنها ” شد.

جلوه های کاذب دیگران مانع از دیدن تو میشوند.

” کثرت ” همیشه دشمن ” وحدت ” بوده است و خواهد بود.

برای فهم تو باید ” تنها ” بود.

فارغ از همه ،

همه ی کسانی که از تو تعریف می کنند.

آنهایی که دایما سرزنشت می کنند.

تو در” تنها ییها ” سر و کله ات پیدا میشود!

شاید از بس که ” تنها ” بودی ما را خلق کردی.

” تنهایی ” یعنی آزادی ،

رها شدن از قید و بند هایی که دیگران برایت ایجاد می کنند.

ما بنده ی دیگرانیم تا تو،

ولی در” تنهایی ” دیگر کسی یا چیزی نیست تا بندگی ی او را به تو ترجیح دهیم.

” تنهایی ” ” غربت ” نیست که عین ” قربت ” است.

تو را ای” تنها ترین ” ” تنها یان ” می ستایم.

تو در جای شلوغ هم خلوت خود را داری.

خلوتی داری که در آن خلوت باید” تنها ” قدم گذاشت.

چرا که خلوت بدون” تنهایی ” معنا ندارد.

وبرای بر هم نزدن آن خلوت باید فنا شد.

” تنهایی ” یعنی دل کندن از همه چیز و همه کس جز تو.

شاید ” در” آنها باشی ولی ” با ” آنها نیستی.

” تنهایی ” یعنی از ” تن ها ” رها شدن.

در شگفتم که چرا بعضی ها از ” تنهایی ” میترسند و از آن گریزانند.

شاید” تنهایی ” تفسیر ” قل هو الله احد ” باشد.

و شاید هم تفسیر” الله الصمد “.

و شاید ” و لم یکن له کفوا احد” .

” تنهایی ” یعنی درک مفهوم توحید.

درک کردن شدن می خواهد.

مثل نماز که یعنی شدن انسان* ،

درک ” تنهایی ” نیز به ” تنها ” شدن است.

دیروز برای اولین بار ” تنها ” شدم.

تا بعد….

* این را ازمرحوم دکتر شریعتی وام گرفته ام.

ارسال شده در دست نوشته | نظرات (۲)

۲ پاسخدر “شطحیات“

  1. علی می‌گوید :

    http://manaviat.blogfa.com/post-145.aspx

  2. علی می‌گوید :

    در لینک بالا “تنهایی عشق سکوت” را بخوانید.در قسمت مقالات اخیر.

گذاشتن یک پاسخ