رویای کودکی
خرداد ۱۰م, ۱۳۸۶
کوچیک تر که بودم، خیلی به کارهای فنی علاقه داشتم و به قول معروف دست به آچار خونه بودم. اگه فرصتی هم دست می داد و چشم خانواده رو دور می دیدم! وسایل خونه مثل تلویزیون و … را باز می کردم تا از توش سر در بیارم. بعد ها چندین تا کیت (مثل رادیو و…) هم ساختم و خلاصه یه پا آق مندس بودم. وقتی وارد مقطع متوسطه شدم، یواش یواش علایقم فروکش کرد و دغدغه ی جدیدی تو ذهنم ایجاد شد: مدیریت! از این که می دیدم اطرافیانم برای انجام یک کار ساده کلی باید زجر بکشند، ناراحت می شدم ، از اینکه می دیدم کشورم عقب موندست و هر روز هم عقب تر می مونه ناراحت می شدم و بیش از همه اینها از این که این مسئله ها راه حل های ساده ای دارند که ذهن ناقص من هم به اونها می رسه، ولی به ذهن کامل! آقایون نمی رسه، افسوس می خوردم.
مدیریت آرام آرام به دغدغه اصلی من تبدیل شد، به طوریکه دیگه مهندسی برام جاذبه ای نداشت، بعد از کنکور به جای اینکه از صبح تا شب تو دانشگاه باشم و از امکانات جذاب دانشگاهمون (که از این جهت فکر می کنم تو دانشگاههای تهران تک باشه) استفاده کنم، یه راست رفتم پیش همین آقا افشار خودمون (که اون موقع مدیر دبیرستان بود) و گفتم که می خوام در کنار شما کار کنم و از شما کار یاد بگیرم. هر چند از این مسئله خیلی ضربه درسی خوردم، ولی اگر زمان به عقب برگرده باز هم همین کار را خواهم کرد. هر روز که می گذشت بیشتر با مشکلات آشنا می شدم و طبیعتا عطش من هم برای فرا گرفتن علم مدیریت بیشتر می شد. تا اینکه فصل کنکور فرا رسید. با وجود اینکه ۱۹ واحد و ۵ تا پروژه داشتم، تمام سعی و تلاشم را کردم تا اینکه نتایج کنکور اومد و با یک شگفتی دیگر از سوی دولت به اصطلاح جمهوری به اصطلاح اسلامی روبرو شدم و باقی قضایا…
راستش دلم به حال خودم و به حال رویاهام می سوزه! از اینکه اصلا این مسئله (ادامه تحصیل در رشته مورد علاقه) در هیچ جای دنیا رویا نیست و به سادگی قابل تحققه، از اینکه در هرجای دیگری غیر از ایران بودم، می تونستم به هدفم برسم و از اینکه سال بعد برای فرار از سربازی باید رشته ای رو بخونم که دیگه برام جذابیتی نداره. دلم به حال مردم کشورم هم می سوزه! از اینکه هم چنان باید برای مسائل ساده زجر بکشند، از اینکه از صبح تا شب باید بدوند تا بتوانند زنده بمانند و چیزی از زندگی درک نکنند و از اینکه نمی فهمند اطرافشون چی می گذره…
ارسال شده در دست نوشته | نظرات (۰)