بایگانی برای اردیبهشت, ۱۳۸۶
یک تکه نان
اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۶
۱-سوار بر قطار، متروی تهران؛ درها باز می شه، مردی حدودا ۵۰ساله وارد می شه. “کارت تلفن، کارت تلفن بدم، تست می کنم بعد می دم…” اینها جملاتیه که مرد می گه و همین جوری از میان انبوه جمعیت سر تا ته قطار رو طی می کنه. و من در حیرتم در عصری که بچه های نیم وجبی هم موبایل دارند، چه کسی از او کارت تلفن خواهد خرید؟!
۲-از قطار پیاده می شوی و از پله ها بالا می روی، دم در ورودی ایستگاه؛ زنی که در لباسهایش رنگی جز سیاه نمی بینی، دم در روی زمین نشسته. کنارش کودک ۳ ساله اش خودش را مشغول کرده. زن در حال پهن کردن بساطش است. “لباس های کش باف، لباس های خوب،…”. و من در حیرتم که آیا کسی از او لباسی خواهد خرید که بتواند برای کودکش نانی بخرد؟!
۳-حضرت علی (ع) –حاکم جامعه اسلامی، کوچه های کوفه؛ حضرت پیرزنی را می بیند که بار سنگینی دارد، حضرت به پیرزن کمک می کند تا بار را به منزلش برساند، حتی در منزل هم به پیرزن در کارهای خانه کمک می کند. در این میان از او می پرسد که از خلیفه رضایت دارد یا خیر و پیرزن اظهار نارضایتی می کند. حضرت سر خویش را داخل تنور داغ خانه ی پیرزن می کند و به خود می گوید: آتش جهنم را در یاب…
۴-جیگرم آتیش گرفت…
ارسال شده در جامعه | نظرات (۰)
عرضه
اردیبهشت ۷م, ۱۳۸۶
به نام خدا
وقتی شنیدم که قیمت مسکن در ایران بالا رفته راستش اول کمی خوشحال شدم، چون با فروش آپارتمانم در کرج می توانستم اوضاع مالی دشوار تحصیل در انگلیس را کمی تا قسمتی هموارتر کنم. اما با یاد آوری حکایت آن عارفی که چهل سال به استغفار، برای گفتن یک الحمدلله ، چله نشسته بود، این احساس به غم مبدل شد.
داستانش روشاید شنیده باشید:
وی در گذشته تاجری بوده که از قضا در بازار بغداد نیزحجره ای داشته، وقتی این بازار آتش میگیرد به او خبر میدهند که تمام بازار در آتش سوخته ولی حجره ی تو سالم است و او می گوید الحمدلله و باید چهل سال تاوان این الحمدلله را بدهد.
حال من چند سال باید تاوان بدهم خدا عالم است.
داستان کشور ما و مردم ما همین است تا وقتی که نفهمیم که منافع شخصی و منافع جمعی به هم وابسته هستند و اگر برای کسب منفعت شخصی منافع جمعی را پایمال کنیم دود آن نهایتا در چشم خودمان میرود وضع به همین منوال باقی خواهد بود.
آنچه که باعث پیشرفت کشورهای غربی شده قدمت، میزان منابع طبیعی ، هوش و استعداد، نژاد و رنگ پوست آنها نیست. بلکه فرهنگی است که به مرور زمان بر آتها غالب شده به طوریکه اکثریت مردم از آن تبعیت می کنند.
احترام به حقوق شهروندی، رعایت قانون، مسولیت پذیری، سخت کوشی و انجام درست کار، نظم پذیری و نهایتا تحمل سختی های حال برای کسب موفقیت های آینده از ویژگی های این فرهنگ هستند.
تا این ویژگیها در فرهنگ ایرانی رسوخ نکنند و به هنجار تبدیل نشوند خبری از پیشرفت مادی و معنوی نخواهد بود.
البته این مهم فراهم نخواهد شد مگر اینکه مردم کشور به افرادی رای بدهند که دغدغه ی مسایل فرهنگی را در اولویت داشته باشند نه آوردن نفت بر سر سفره های آنان!!
تونی بلر هم شعار تبلیغاتی زمان انتخابات خود را با توجه به همین موضوع سه کلمه انتخاب کرده بود:
Education, 2-Education, 3-Education 1-
فهم این موضوع و تحمل سختیهای این انتخاب همان “عرضه” ایست که در پست قبلی به آن اشاره کرده ام.
تا بعد خدا نگهدار….
ارسال شده در جامعه | نظرات (۱)
پرسشنامه
اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۶
به نام خدا
پرسشنامه ی زیر توسط بر و بچ دوره ی ۲۸ مفید برام ارسال شد و من هم خواسته ی ایشان را بر آورده کردم و آن را پر کردم تا به مناسبت روز معلم اونو رو تابلوی مدرسه نصب کنند. گفتم شاید نگاه متفاوتی به زندگی توش پیدا بشه لذا اونو اینجا هم گذاشتم.
شناسنامه
نام و نام خانوادگی :رضا افشار مقدم
تاریخ تولد و محل تولد: هجدهم بهمن ماه سال یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی
مجرد یا متاهل: متاهل
تعداد فرزند( دختر یا پسر ): دو پسر
محله ی سکونت: قبلا خیابان طوس،آزادی،طرشت اما حالا
۱۲ Robin Street, Bradford, West Yorkshire, England, UK BD5 0NSُ