بایگانی برای فروردین, ۱۳۸۶
بوی عید
فروردین ۱۰م, ۱۳۸۶
به نام خدا
این ترانه یادآور احساسات کودکی من نسبت به عیده!
همه ی موارد ذکر شده رو تجربه کرده ام.
البته اگر با صدای فرهاد اونو بشنوید اثر بیشتری داره.
از علیرضای عزیز که متن اونو در اختیارم گذاشت ممنونم.
ه بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذرنگی،
بوی تند ماهیدودی وسط سفرهی نو،
بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ،با اینا زمستونو سر میکنم،
با اینا خستهگیمو در میکنم!
شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکهی عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تانخوردهی لای کتاب،
با اینا زمستونو سر میکنم،
با اینا خستهگیمو در میکنم!
فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا،
شوق یک خیز بلند از روی بتههای نور،
برق کفش جفشده تو گنجهها،
با اینا زمستونو سر میکنم،
با اینا خستهگیمو در میکنم!
عشق یک ستاره ساختن با دولک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمههای عید مدرسه،
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،
با اینا زمستونو سر میکنم،
با اینا خستهگیمو در میکنم!
بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن،
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی،
با اینا زمستونو سر میکنم،
با اینا خستهگیمو در میکنم!
عید بر همگان مبارک
به امید دیدار
ارسال شده در بدون دسته بندی | نظرات (۰)