جوان انگلیسی و دغدغه های مالی
فروردین ۲۴م, ۱۳۸۶
به نام خدا
در این نوشتار می خواهم وضعیت یک جوان انگلیسی را از نظر مالی بررسی کنم.
در کشور انگلیس جوانان از شانزده سالگی میتوانند به طور رسمی وارد بازار کار شوند.
فرض می کنیم یک جوان بنای ادامه ی تحصیل ندارد. لذا بدون هیچ مدرک علمی وارد یک کار ساده می شود.
حد اقل حقوق در اینجا در حال حاضرساعتی حدود پنج پوند تعیین شده است. لذا اگر این جوان هفته ای پنجاه ساعت کار کند حقوق نا خالص او ماهی هزار پوند میباشد. با ماهی دویست پوند میتواند اتاقی با تمام امکانات و هزینه های آب و برق و گاز و در بعضی موارد اینترنت اجاره نماید.( البته لندن را استثنا کنید )
هزینه ی خورد و خوراک او نیز به طور متوسط ماهی صد پوند خواهد بود.
برای رفت و آمد هم اگر از وسایط نقلیه ی عمومی استفاده کند حدود پنجاه پوند در ماه باید هزینه کند.
اگر اهل مشروب و خوشگذرانی هم باشد ماهی پنجاه پوند براش آب میخورد.
برای داشتن موبایل هم حدودا باید ماهی بیست پوند بدهد.
اگر ماهی سی پوند هم برای لباس کنار بگذارد وضع آبرو مندانه ای خواهد داشت.
هزینه های درمان عمومی وی رایگان می باشد.
با یک حساب سر انگشتی مشخص می شود که اگر این جوان عاقل باشد و اهل زندگی در سال اول زندگی خود پس از جدا شدن از پدر و مادر میتواندحداقل پنج هزار پوند پس انداز کند.
اگر به بانک مراجعه کند میتواند وام مسکنی سی ساله به میزان نود و پنج هزار پوند در یافت کند و خانه ای به مبلغ صد هزار پوند (که یک خانه ی دو خوابه ی معمولی و مستقلی خواهد بود) خریداری نماید.
البته باز پرداخت وام او با احتساب بیمه های مربوطه ماهی پانصد پوند خواهد بود. در این حالت پس انداز او ماهی دویست پوند خواهد بود. البته باید عرض کنم که هیچ جوانی قبل از یافتن یک شریک برای زندگی اقدام به خرید خانه نمی کند. چراکه با داشتن شریکی با شرایط مثل خودش هزینه ها سر شکن میشود.
اگر درآمد این زوج را دو هزار پوند در ماه فرض کنیم پانصد پوند برای خانه و پانصد پوند سایر مخارج آنها خواهد بود لذا قادرند ماهی هزار پوند پس انداز کنند. هزینه ی یک ماه سفر تفریحی به یونان برای هر کدام حدودا هزار پوند میباشد. هزینه ی داشتن ماشین هم در سال دو هزار پوند است. یک ماشین مدل دو هزار و دو را نیز میتوانند با دو هزار پوند تهیه کنند. لذا در سال اول از دوازده هزار پوندی که پس انداز می کنندمیتوانند هرکدام یک ماشین تهیه کنند و هزینه های یکسال آن را نیز بدهند و یک ماه را هم در سواحل یونان آفتاب بگیرند. تازه دو هزار پوند دیگر برایشان باقی می ماند. بقیه ی زندگی آنان از نوزده سالگی به بعد را خواننده ی محترم خودش حدس بزند و بررسی نماید.
فقط چندنکته :
۱- محاسبات تماما بر اساس حداقل حقوق صورت گرفته است. اگریه ذره همت کنند و مدرکی یا مهارتی بدست آورند که اینجا مثل آب خوردن راحته این حقوق تصاعدی افزایش می یابد به عنوان مثال یک فوق لیسانس عمران بدون هیچ تجربه ی کاری با ماهی سه هزار پوند شروع میکند.
۲- نرخ تورم امسال انگلیس (که بالا ترین نرخ در چندین سال اخیر بوده است) سه درصد اعلام شد. اینجا نرخ تورمی که دولت اعلام میکند با آنچه در بازار جریان دارد کاملا مطابقت دارد!!!!
۳- با این شرایط فقط کسانی که استعداد بالایی دارند وارد دانشگاه میشوند.
یه وقت خدای نکرده این شرایط رو با وضع جوان ایرانی مقایسه نکنید ها !!!! چون در این صورت مجبور می شیم دلایل رشد بالای این کشور را بررسی کنیم که در این صورت کار به جا های باریک می کشه !!!
فقط همینقدر میگم که اگه با تمام قوا رو به جلو( آن هم به صورت متحد و پر توان حرکت کنیم) سالهای زیادی طول خواهد کشید تا جوانان ما هم اینطوری زندگی کنند و به رفاهی نسبی در زندگی دست پیدا کنند .
فعلا که داریم عقب روی می کنیم.
تا خدا چه خواهد.
تا بعد……
قسمت دوم
*کامنتی که در بالاترین گذاشته شده بود.
به نام خدا
محمد حسین عزیز دیروز لینکی از سایت بالا ترین برایم فرستادند که در آن شخصی مطلب نوشته شده ی بنده را تحلیلی بی نهایت آبکی ارزیابی کرده است. از اینکه مبادا خوانندگان و رییس وبلاگ فکر کنند که بنده مطالب را سرسری وبدون سند و مدرک می نویسم ناچارم که توضیحاتی عرض کنم.
۱- این مطلبی که بنده نوشته ام تحلیل نیست گزارش است تنها آمار و ارقامی ارایه شده است که می بایست اسناد آنها ذکر شود. تحلیل آنست که بررسی کنیم و ببینیم چرا این کشور از جهت مالی به این توانایی رسیده ولی کشور ما بعد از سالها هنوز با مشکلات عدیده ی اقتصادی مانند تورم و بیکاری دست به گریبان است.
۲- ایشان اشاره کرده اند که حقوق حد اقل در انگلیس پنج پوند و بیست پنس می باشد که البته اشتباه می کنند امسال از اکتبر به بعد که حقوق ها افزایش یافت حد اقل حقوق پنج پوند و سی و پنج پنس تعیین شد. شاهد این مدعا فیش حقوقی ی همسر بنده و خودم می باشد. فرموده اند که استاندارد کاری در این کشور هفته ای چهل ساعت کار می باشد. این مطلب صحیح است ولی هیچ منع قانونی برای کار بیش از چهل ساعت وجود ندارد که شاهد این مدعا باز هم همسر بنده می باشد که با فداکاری خود هفته ای پنجاه ساعت کار میکنند. شاهد دیگر مدیر خود بنده است که هفته ای شصت ساعت کار میکند. فرموده اند که با محاسبه ی مالیات بر در آمد در یافتی ی خالصانه ی افراد هفتصد پوند در ماه می شود که باز شاهد بنده حقوق همسرم می باشد که هر چهار هفته مالیات و بیمه در رفته نهصد پوند می باشد. البته باید ذکر کنم که کار در روز های شنبه و یک شنبه و همچنین اضافه کاری بیش تر از چهل ساعت دو برابر معمول محاسبه میشود لذا با احتساب این مبلغ و همچنین سیزده بار پرداخت در سال در آمد ازماهی هزار پوند هم بالا تر میرود. البته در مورد همسر بنده به دلیل اینکه صاحب کار مسلمان است ظلم میشود و اضافه کاری ی وی دو برابر پرداخت نمی شود لذا حقوقش از هزار پوند در چهار هفته کمتر میباشد اما صاحب کار من که یه انگلیسی احتما لا خدا نشناس است این موضوع را رعایت میکند.
۳- فرموده اند که اکسفام این فرد را زیر خط فقر معرفی می کند بله صحیح است در کشور انگلیس خط فقر میانگین درآمد نا خالص ملی است و بیست و پنج در صد مردم زیر این میانگین در آمد دارند. البته این موضوع خللی در بحث ایجاد نمی کند.
۴- در مورد وام مسکن هم باید عرض کنم که فرموده ی ایشان غلط است چهار برابر حقوق یکسال فرد را محاسبه می کنند و معادل آن وام می دهند نه سه برابر و البته اگر دو نفر با هم وام را در خواست کنند مجموع حقوق دو نفر را محاسبه می کنند لذا اگر در آمد آنان(دو نفر) را روی هم در سال بیست و چهار هزار پوند فرض کنیم معادل نود و شش هزار پوند می توانند وام بگیرند. البته من همه چیز را دست بالا گرفته ام. خانه ای که ما در آن زندگی میکنیم دو خوابه است و صد هزار پوند می ارزد. یک زوج جوان که مثل ما دو تا بچه ندارند لازم نیست همچین خانه ای داشته باشند می توانند به راحتی در یک سوییت مثلا شصت هزار پوندی زندگی ی خوبی داشته باشند.
۵- همه مطالب فوق برای وقتی است که شما بخواهید از یک بانک خیلی اسم و رسم دار وام بگیرید اینجا پر از موسسات مالی است که حاضرند با یکی دو در صد بالاتر از بانک ها به شما وام بد هند حتی اگر اعتبار مالی خوبی هم نداشته باشید اینکار رو می کنند چون اطمینان دارند که اگر شما اقساط را نتوانید بپردازید سریعا خانه را به حراج می گذارند و پولشان را پس می گیرند. خرید و فروش خانه هم اینجا بسیار سریع انجام میشود شاهد این مدعا خانه هاییست که در عرض یکی دو ماه در اطراف محله ی ما در حال فروش رفتن هستند.
۶- در مورد باز پرداخت و اقساط هم ایشان فرموده اند ماهی پانصد تا نهصد پوند باید بپردازند. سود وام مسکن در اینجا بین پنج تا هفت در صد می باشد وام ها نیز دو جورند یکی اینکه فقط سود رو می پردازید و دیگری اینکه هم سود و هم اصل وام را پرداخت می کنید. اکثرا مدل اول را انتخاب می کنند. که با در نظر گرفتن میانگین سود یعنی شش در صد باید در سال برای صد هزار پوند وام شش هزار پوند پرداخته شود که حدودا ماهی پانصد پوند می باشد. لازم به تذکر است که محاسبه ی بنده بر اساس وام شصت هزار پوندی ی یکی از رفقا بود که ماهی دویست و پنجاه پوند می پردازد و همین دو ماه قبل آن را در یافت کرده است.
۷- همینکه من و همسرم اینجا کار پیدا کرده ایم نشاندهنده ی اینست که کار اینجا فراوان است که حتی خارجی ها هم میتوانند مشغول به کار شوند چه به رسد به کسی که اینجا وطنش می باشد.
۸- البته این به این معنا نیست که اکثر جوانان انگلیسی این مسیری که بنده ترسیم کرده ام را انتخاب می کنند. بنده فقط امکان سنجی کرده ام.
۹- اینجا افزایش قیمت مسکن اگر اتفاق خاصی نیفتد با محاسباتی که تاکنون صورت گرفته حداقل ماهی یک در صد میباشد یعنی دوازده در صد در سال لذا کسی که وام مسکن می گیرد حد اقل سالی پنج در صد سود می برد و ضمنا از نعمت داشتن خانه نیز برخوردار می باشد.و اگرهم به دلایلی ویژه قیمت خانه نیز افزایش یابد که سود از این هم بیشتر خواهد شد که معمولا همینطور است مثلا خانه ای که ما در آن زندگی میکنیم ده سال قبل پانزده هزار پوند می ارزیده که الان صد هزار پوند قیمت دارد.
۱۰- امیدوارم با این توضیحات توانسته باشم تا حدودی شبهات را رفع نمایم البته ریزه کاری های زیادی وجود دارد که در حوصله ی خواننده و نویسنده نمی گنجد.
غرض توجه دادن به این کلیت بود که جوان انگلیسی دغدغه ی کار و مسکن ندارد.
در خاتمه جواب سلامی به حسین آقا که نظر خود را ارایه کرده اند عرض میکنم و می گویم که درست است این کشور استعمار گر بوده و ثروت های زیادی از ایران و سایر جاها به یغما برده ولی عرضه و توان این ملت را نباید با بیان این موضوع نادیده گرفت. ما ملت بی عرضه ای هستیم ( پیشنهاد میکنم که کتاب جامعه شناسی ی خودمانی ی احسان نراقی را مطالعه بفرمایید) چرا که اولا اجازه دادیم این ها ما را استثمار کنند ثانیا دستاورد های زمانی را که خودمان توسط شاهانی مثل نادر شاه استعمار می کردیم (به جزالماس کوه نورکه در موزه به صورت غصبی نگاه داشته ایم) به راحتی از دست داده ایم. ثالثا از زمانی که از شر استعمار هم خلاص شده ایم کشور هایی مثل مالزی و سنگاپور و دبی که با ما شروع کرده اند گوی سبقت را از ما ربوده اند. پس به راحتی نگوییم که اینها روی خون شهدا پا گذاشته اند و پیشرفت کرده اند و تمامی این پیشرفت ها را مدیون استعمار گری آنها ندانیم.
عرضه ای نیز در کار است.
چقدر حرف زدم خسته شدم واسه همینه که جواب نظرها رو نمیدم دیگه.
رییس وبلاگ اگه مایل بود لینک سایت بالا ترین رو به این متن اضافه کنه.
اگر هم زیاده گویی کرده ام که اصلا کل اونو پاک کنه.
تا بعد…..
ارسال شده در جامعه | نظرات (۲)
آبان ۱۴م, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۸ ب.ظ
سلام
فکر کنم شما معلم معلم های من در دبیرستان سروش بوده اید.البته تا حالا زیارتتون نکردم. مطلب جالبی بود.مخصوصا برای کسی که مثل من تو سنیه که دغدغه مسکن داره.(من سال سوم دانشگاهم)واقعا هم دغدغه است.نه برای خرید بلکه حتی برای اجاره. بگذریم.میخواستم این روایت کتاب کافی رو براتون بذارم:
(((عـبـدالله بـن ابـى یعفور گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم : من که با مردم آمـیـزش دارم بـسـیـار تـعـجـب مـى کـنـم از مـردمـیـکـه از شـمـا پـیـروى نـمـى کـنـنـد و بـدنـبـال فـلان و فـلان مـى رونـد ولى امـیـن و راسـتـگـو و بـاوفایند، و مردمى هستند که بدنبال شمایند، ولى امانت و وفاء و راستگوئى آنها را ندارند.
امـام صـادق عـلیـه السـلام راست نشست و مانند خشمناکى به من متوجه شد، سپس فرمود: هر که خدا را با پیروى از امام ستمگریکه از جانب خدا نیست دیندارى کند، دین ندارد و سرزنش نـیـسـت بـر کـسـیکه با پیروى از امام عادل از جانب خدا دیندارى کند، عرض کردم : آنها دین نـدارنـد و بـراینها سرزنشى نیست ؟!! فرمود: آرى آنها دین ندارند و بر اینها سرزنشى نـیـسـت ، سـپـس فرمود: مگر قول خداى عزوجل را نمى شنوى ؟ (((خدا کار ساز کسانیست که ایـمـان آورده انـد و از ظـلمـات بـنـورشـان مى برد ۲۵۷ سوره ۲ ـ) یعنى از ظلمات گناهان بنور توبه و آمرزششان مى برد، بواسطه پیرویشان از هر امام عادلیکه از جانب خداست . و باز فرموده است : (((و کسانى که کافر شده اند کارسازشان طغیانگران سرکشند که نـور بـظلمتشان مى برند))) مقصود از این آیه اینست که آنها نور اسلام داشتند، ولى چون از هـر امام ستمگرى که از جانب خدا نبود پیروى کردند، بواسطه پیروى او از نور اسلام بظلمات کفر گرائیدند، سپس خدا براى ایشان همراه بودن با کفار را در دوزخ واجب ساخت (آنها دوزخیانند و در آن جاودان باشند).)))**اصول کافى جلد ۲ صفحه ۲۰۵ روایت ۳***
خرده جسارت است…
بزرگی می گوید:توجیه حماقت است.تضعیف خیانت است.تکمیل رسالت است…
آبان ۲۸م, ۱۳۸۶ در ۲:۴۹ ب.ظ
سلام
مطلب بسیار جالبی بود…مخصوصا برای من که تمایل به رفتن به خارج از کشور رو دارم …ولی واقعا دوست عزیز ازنظر شما کار من درسه؟من برای درس خوندن میخوام بیام اونجا و ادامه زندگی بدم…لطفا نظرتونو به من بگید ممنون میشم…میخوام از تجربتون استفاده کنم…قربان شما خدا نگهدار