عید
اسفند ۲۷م, ۱۳۸۵
+خوب! ظاهرا چیزی به پایان سال و آغاز سال جدید نمانده. تنها احساسی که دارم این است که زمین در گردش خود به دور خورشید دوباره از یک موقعیت خاص خواهد گذشت. به عبارت دیگر اصلا احساس عید بودن ندارم. به نظرم عید زمانیست که آدم بتونه چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی (با تاکید بیشتر روی دومی) در زندگی خودش تغییر و تحول شایان توجهی ایجاد کنه. والا زور زورکی که نمی شه خوشحال بود و عید گرفت.
متاسفانه عامه مردم ما به این مسئله توجهی ندارند و طبق عادت هر سالشون میریزن خیابون و به فکر بزک کردن خودشون و خونه شونن. غافل از این که سال به سال داره وضعشون بد تر می شه و این که جشن گرفتن نداره.
به هر حال خوش به حال کسایی که که تونستن تو سال گذشته تغییری تو خودشون ایجاد کنن و عیدشون هم مبارک.
+الان که اینا رو می نویسم، تعدادی از دوستان عزیزم و خوانندگان اینجا در یکی از دورافتاده ترین مناطق کشور که قول می دم اسمش رو هم تا حالا نشنیدین! (خوسف) مشغول کمک به محرومین هستند، بی آنکه وابستگی ای به جناح و گروهی داشته باشند. براشون آرزوی سلامتی می کنم.
+آغاز سال جدید، آغاز دو سالگی ایوان هم هست. امیدوارم تو این یک سال کسی از ما نرجیده باشه و تا حدی برای خوانندگان مثمر ثمر بوده باشیم. پیشنهادات و انتقادات شما رو به جون و دل می خریم.
+امید که در سال جدید از تعداد ارسال های من کم بشه و بقیه اعضا اکتیو تر بشن.
در پناه حق
ارسال شده در جامعه | نظرات (۰)