من من
اسفند ۱م, ۱۳۸۵
به نام خدا
من عرف نفسه فقد عرف ربه
اکثر انسانها چند شخصیته هستند.
شخصیت آدمی در وهله ی اول در برخورد با انسانها و جهان اطرافشان شکل می گیرد.
اولین شخصیت انسان در دوران کودکی با تعاریفی که دیگران ( پدر، مادر، فامیل، دوستان و آشنایان) از او به او ارایه میدهند به تدریج شکل می گیرد.
شخصیتی که نشان میدهد:
دیگران نسبت به من چگونه می اندیشند
عکس العمل طبیعی هر فرد نسبت به این شخصیت، ایجاد کننده ی شخصیت دومی است و آن مجموعه ی ذهنیت هایی است که در وجود آدمی شکل می گیرد مبنی بر آنکه:
دوست دارم دیگران در باره ی من بیندیشند
سومین شخصیت که می توان گفت برآ یند دو شخصیت فوق است، تصویری است که به مرور انسان از خود می سازد و خیال میکند که واقعا اینگونه می باشد. لذا شخصیت سومی پدیدار میشود که عبارت است از:
آنچه که من فکر میکنم هستم
هیچیک از شخصیت های فوق خود واقعی ی ما نیستند چرا که در بیشتر اوقات بر اساس توقعات، حدسها و برداشتهای غلط ساخته میشوند.
خود واقعی و حقیقی ما در میان این شخصیتهای کاذب گم میشود ولی یافتن آن کار سختی نیست.
کمی دل کندن می خواهد.
دل کندن از تعلقاتی که بسته به سن آدمی در وی ریشه دوانده اند.
پی نوشت ها:
- راستی ما وبلاگ نویس ها در وبلاگمان کدام شخصیت خود را به نمایش و قضاوت دیگران می گذاریم؟
- این مطلبی که من در با لا نوشته ام کدامین من من نوشته است؟
- و این قصه سر دراز دارد…
ارسال شده در بدون دسته بندی | نظرات (۰)