بایگانی برای اسفند, ۱۳۸۵
عید
اسفند ۲۷م, ۱۳۸۵
+خوب! ظاهرا چیزی به پایان سال و آغاز سال جدید نمانده. تنها احساسی که دارم این است که زمین در گردش خود به دور خورشید دوباره از یک موقعیت خاص خواهد گذشت. به عبارت دیگر اصلا احساس عید بودن ندارم. به نظرم عید زمانیست که آدم بتونه چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی (با تاکید بیشتر روی دومی) در زندگی خودش تغییر و تحول شایان توجهی ایجاد کنه. والا زور زورکی که نمی شه خوشحال بود و عید گرفت.
متاسفانه عامه مردم ما به این مسئله توجهی ندارند و طبق عادت هر سالشون میریزن خیابون و به فکر بزک کردن خودشون و خونه شونن. غافل از این که سال به سال داره وضعشون بد تر می شه و این که جشن گرفتن نداره.
به هر حال خوش به حال کسایی که که تونستن تو سال گذشته تغییری تو خودشون ایجاد کنن و عیدشون هم مبارک.
+الان که اینا رو می نویسم، تعدادی از دوستان عزیزم و خوانندگان اینجا در یکی از دورافتاده ترین مناطق کشور که قول می دم اسمش رو هم تا حالا نشنیدین! (خوسف) مشغول کمک به محرومین هستند، بی آنکه وابستگی ای به جناح و گروهی داشته باشند. براشون آرزوی سلامتی می کنم.
+آغاز سال جدید، آغاز دو سالگی ایوان هم هست. امیدوارم تو این یک سال کسی از ما نرجیده باشه و تا حدی برای خوانندگان مثمر ثمر بوده باشیم. پیشنهادات و انتقادات شما رو به جون و دل می خریم.
+امید که در سال جدید از تعداد ارسال های من کم بشه و بقیه اعضا اکتیو تر بشن.
در پناه حق
ارسال شده در جامعه | نظرات (۰)
من من
اسفند ۱م, ۱۳۸۵
به نام خدا
من عرف نفسه فقد عرف ربه
اکثر انسانها چند شخصیته هستند.
شخصیت آدمی در وهله ی اول در برخورد با انسانها و جهان اطرافشان شکل می گیرد.
اولین شخصیت انسان در دوران کودکی با تعاریفی که دیگران ( پدر، مادر، فامیل، دوستان و آشنایان) از او به او ارایه میدهند به تدریج شکل می گیرد.
شخصیتی که نشان میدهد:
دیگران نسبت به من چگونه می اندیشند
عکس العمل طبیعی هر فرد نسبت به این شخصیت، ایجاد کننده ی شخصیت دومی است و آن مجموعه ی ذهنیت هایی است که در وجود آدمی شکل می گیرد مبنی بر آنکه:
دوست دارم دیگران در باره ی من بیندیشند
سومین شخصیت که می توان گفت برآ یند دو شخصیت فوق است، تصویری است که به مرور انسان از خود می سازد و خیال میکند که واقعا اینگونه می باشد. لذا شخصیت سومی پدیدار میشود که عبارت است از:
آنچه که من فکر میکنم هستم
هیچیک از شخصیت های فوق خود واقعی ی ما نیستند چرا که در بیشتر اوقات بر اساس توقعات، حدسها و برداشتهای غلط ساخته میشوند.
خود واقعی و حقیقی ما در میان این شخصیتهای کاذب گم میشود ولی یافتن آن کار سختی نیست.
کمی دل کندن می خواهد.
دل کندن از تعلقاتی که بسته به سن آدمی در وی ریشه دوانده اند.
پی نوشت ها:
- راستی ما وبلاگ نویس ها در وبلاگمان کدام شخصیت خود را به نمایش و قضاوت دیگران می گذاریم؟
- این مطلبی که من در با لا نوشته ام کدامین من من نوشته است؟
- و این قصه سر دراز دارد…
ارسال شده در بدون دسته بندی | نظرات (۰)