زیارت اینترنتی
بهمن ۶م, ۱۳۸۵
ین شعرو به مهدیار عزیزتقدیم میکنم تا اعلام کنم:
خاطرات دوستان هرگز فراموشم نخواهد شد.
(دنبال وزن و قافیه نگردید کی گفته همه ی شعرا وزن و قافیه دارند)
به نام خدا
اینترنت پر سرعت اینجا هم چیز خوبی ی هاا!!!!
دیشب بیخوابی به کله ام زده بود.
تصمیم گرفتم با نقشه ی ماهواره ای ی گوگل پرواز کنم.
اومدم تهرون.
نمیتونید حدس بزنید٬ کجا ها که نرفتم.
میدان آزادی نشانه ی خوبی بود که محله ی قدیم مونو پیدا کنم.
خانه ی پدری٬
خیابون زنجان٬
بن بست لاله ٬خانه ی پدر خانومی٬
مدرسه ی مفید٬
گنبد مسجد النبی.
دلم برای کوه رفتن لک زده.
از ولنجک مسیر تله کابین و دنبال کردم تا ایستگاه پنجم و هفتم ( شاه نشین) خوب رفتم.
ولی حیف شد چون سپیدی برفا نذاشت قله ی توچال و ببینم.
شنیده بودم نور حجابه ولی شنیدن کجا و دیدن کجا!!!
به قول انگلیسیها واووو!!! از این بالا دماوند چقدر قشنگه!
از گوسفند سرا تاپناهگاه و مثل آب خوردن بالا رفتم.
اما امان از پناهگاه تا آبشار یخی و بعدش هم تپه گوگردی٬
نفسام به شماره افتاده بود٬
درست مثل وقتی که صعود میکردم.
وقتی قله رو دیدم افسوس نرسیدن به آن٬ حس عجیبی بود.
منتظر نباشید از این حس بگم.
مگه احساسات گفتنی اند.
هوس کردم برم کربلا…….
ارسال شده در دست نوشته | نظرات (۰)