شاخه گلی بر مزار

مرداد ۱۹م, ۱۳۸۵

شاخه گلی بر مزار… از باغ می برند چراغانی ات کنند تاکاج جشنهای زمستانی ات کنند

پوشانده اند “صبح” تو را” ابرهای تار”
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند

این بار می برند که ندانی ات کنند

ای گل گمان مبر به شب جشن می روی

شاید به خاک مره ای ارزانی ات کنند

یک نقطه بیش فرق “رحیم” و “رجیم” نیست

از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

گاهی بهانه است که قربا نی ات کنند

” فاضل نظری”

ارسال شده در بدون دسته بندی | نظرات (۰)

گذاشتن یک پاسخ