به دنیا چگونه می نگرید؟
خرداد ۱۳م, ۱۳۸۵
سال دوم دبیرستان که بودم، معلم کلاس مهارت های زندگی (که الان مدیر مدرسمون هستند وخداحفظشون کنه) مثالی زدند که تا عمر دارم سعی می کنم از یاد نبرم، این مثال رو به گونه ای دیگر برای شما هم مطرح می کنم، امیدوارم که به دردتون بخوره!
به این شکل نگاه کنید:
اسم این شکل چیه؟ وجوهش چه رنگی اند؟

حالا به همین شکل از نمایی دیگر نگاه کنید، حالا بگید اسم این شکل چیه؟ وجوهش چه رنگی اند؟

پاسخ هایی که در مرحله اول و دوم دادید یکی بود؟
اگر نیک بنگریم! روزانه به دفعات مرتکب این خطایی که در این مثال مرتکب آن شدیم، می شویم. به این معنی که پدیده ها و جریانات زندگی را به گونه ای خاص می بینیم، درحالیکه آنها کاملا آن طور که ما می بینیم نیستند.در حقیقت وقایع و اتفاقات دارای ابعاد گوناگونی هستند، ولی ما به حکم انسان بودن و با محدودیت هایی که داریم، تنها به بخشی از واقعیت احاطه داریم. این مساله سر منشا قضاوت های نادرست ما در عرصه شخصی و اجتماعی می شود که در حالاتی هم منجر به ضررهای مادی و معنوی ما می شود. مثال های این موضوع آن قدر زیاد است که نمی دانم کدامش را بگویم! از نسبت های ناروایی که در عرصه های سیاسی، اجتماعی، دوستی و…به افراد می دهیم و واقعا نمی توانیم با قطعیت از آن ها دفاع کنیم بگیرید تا هر چیز دیگر که فکرش را بکنیم! نباید فراموش کنیم تنها کسی که به همه چیز و همه کس احاطه دارد، خداست!
شما چه مثال هایی از این پدیده در ذهن دارید؟
ارسال شده در بدون دسته بندی | نظرات (۰)