بایگانی برای خرداد, ۱۳۸۵

گل محبوبه ی شب

خرداد ۱۹م, ۱۳۸۵

به نام خدا

بنا نداشتم سیاسی بنو یسم ولی از آنجا که حدس می زنم از در یافت جایزه ی قلم طلایی توسط اکبر گنجی خبری در رسانه های رسمی ایران پخش نشده ٬ این شعر را برای مقاومت بی نظیر وی به او و تمامی آزاد مردان جهان تقدیم میکنم. از محمد حسین عز یز هم در خواست می کنم لینک خواندن این ترانه توسط سیاوش قمیشی را ایجاد کنه تا خوانندگان لذت بیشتری ببرند چون من بلد نیستم این کارو انجام بدم.

وقتی شب پا شو تو باغا میذاره نفس گلا میگیره

وقتی تار یکی از آسمون می باره دل غنچه ها می گیره

وقتی ظلمت نفس گلا رو بسته گل محبوبه ی شب بیدار نشسته

دل به تاریکی و ظلم شب نمی ده چونکه عطرش تا ته باغا رسیده

اگه محبوبه رو تو گلدون بذارن همه اطرافشو خار و خس بکارن

اگه دیوار بکشن دور وجودش

اگه تهمت بزنن به تار و پودش

عطر محبوبه ی شب پشت هر دیوار سنگی راه داره

گل محبوبه ی شب توی قلب غنچه ها پناه داره

شبا که گلا تو تار یکی نشستن

همه از وحشت شب چشما رو بستن

تنشون میلرزه از ترس سیاهی

گل محبوبه تو واسشون پناهی

عطر محبوبه ی شب پشت هر دیوار سنگی راه داره

گل محبوبه ی شب توی قلب غنچه ها پناه داره

لینک دانلود

خدا نگهدار

ارسال شده در سیاست | نظرات (۲)

به دنیا چگونه می نگرید؟

خرداد ۱۳م, ۱۳۸۵

سال دوم دبیرستان که بودم، معلم کلاس مهارت های زندگی (که الان مدیر مدرسمون هستند وخداحفظشون کنه) مثالی زدند که تا عمر دارم سعی می کنم از یاد نبرم، این مثال رو به گونه ای دیگر برای شما هم مطرح می کنم، امیدوارم که به دردتون بخوره!

به این شکل نگاه کنید:

اسم این شکل چیه؟ وجوهش چه رنگی اند؟ خواندن بقیه این مطلب »

ارسال شده در بدون دسته بندی | نظرات (۰)

پاپ و کلیسا

خرداد ۹م, ۱۳۸۵

به نام خدا

اشتباه نکنید منظورم پاپ ژان پل دوم یا جان بندیکت شانزدهم نیست.

در اینجا پاپ به کافه هایی گفته می شود که مردم جمعه ها شب در آن جمع می شو ند و تا پاسی از نیمه شب به میخواری و رقص با موزیک تند می پردازند. به نوعی تلاش میکنند خستگی یک هفته کار را از تن بیرون کنند.

پاپها در زندگی اجتماعی مردم انگلیس از اهمیت ویژه ای بر خوردار بوده و هستند.

به نظر می رسد در گذشته پاپها (مانند کافه های قدیمی خودمان) محلی برای جمع شدن افراد محله بوده که در آن گفتگو کنند،اخبار را بین هم رد و بدل کنند،دوست پیدا کنند، آنهایی که خانه ی کوچکی دارند میهمانی های خود را در آن برگزار کنندو نهایتا تفر یحی نیز داشته باشند.

ولی امروزه نسل جوان و میانسال گرایش شدیدی به حضور در پاپ ها از خود نشان میدهند و آن را جزء لاینفک زندگی خود می دانند.

خلاصه رونق جمعه شب ها از صبح های شنبه و یک شنبه بسیار بیشتر است. صبح های شنبه مردم از سر درد ناشی از مشروب خوری شب گذشته ( به اصطلاح خودشان hangover) قادر به کلیسا رفتن نیستند و روز یکشنبه را نیز جهت آمادگی برای شروع کار در هفته ی جدید به استراحت در حانه می پردازند.

تنها تعداد اندکی از پیرمرد ها و پیرزن ها ( آن هم بیشتر کاتولیک ها نه سایر فرق مسیحی) کلیسا می روند و به آیین های مذهبی خود پای بند هستند.

ارسال شده در جامعه | نظرات (۰)